2777
2789
عنوان

دعوای بیخودی شوهرم باخواهرام

| مشاهده متن کامل بحث + 591 بازدید | 47 پست

خب خواهرت چرا با اخم صحبت کرد؟

من فکر کردم حالا شوهره رفته خواهره رو دعوا کرده که چرا دماغ بچم خونی کردی

این چیزا چیزی نیس، چیز خاصی نشده الکی بحث نکشید 

بگو خواهرم منظوری نداشته 

هشت سین 🌺 یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند ؟ کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد 🌺 کی بشه که بگم شد 💜 یعنی میشه که بشه ؟ 💜 ششمین سال انتظار 💜 من منتظر تو، تو منتظر چی ؟ بیا دیگه خب 💜 در آستانه چهل سالگی، باز هم انتظار بهتر از اتمام 💜 فلانی جانم، من بدون تو میتونم زندگی کنم، بخندم، شاد باشم، انرژی ببخشم، اما اگر تو باشی، همه اینها رو راحت تر انجام میدم ، همین 💜 ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم، یعقوب پسر دید زلیخا که جوان شد 💜۲۸ تیر، چه دل خونیه ، حالم خراب تر از اونکه بدونیه 💜 اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم 💜چشمات 🧿 آخ چشمات 💜 صبر من رفته دگر بر باد از دل 💜 گر حال زار دلم را بخواهی، با تو چه گویم که بر آن گواهی 💜 نفهمیدی که عشق و جان منی، جان که چه گویم جهان منی، نفهمیدی در دلم چه گذشت، تو قرار دل بیقرار منی💜 تو نباشی منمو چشمای ترم 💜 عادلانه نیست من بمانم و حسرت مدام ، عادلانه نیست قسمتم از این عشق ناتمام💜 تنها تو انبار کاه، هی میگشتم دنبال نخ سوزنای اشتباه💜 فلانی جان، از امروز بتی که از تو ساختم رو میشکنم، اگر روزی لحظه ای روزگاری دلت برا من تپید و به من پیشنهادی دادی بعد میسازم همه چیزهایی که باید بسازم، عاشقانه هم میسازم اما الان که نیستی و قراری هم نداری با من بهتره که خط بکشم روت 💜 تموم لحظه های این تب تلخ، خدا از حسرت ما باخبر بود، خودش مارو برای هم نمیخواست، خودت دیدی دعامون بی اثر بود 💜 مقاومت میکنم تا زمانی که تو رو ندارم دلنوشته ای ننویسم به یادت فقط اینکه امشب یه جوری ام دلتنگ نیستم فقط یه جوری ام انگار جام زندگیم ترک داره و عمرم داره هدر میره🍀 نه ، نشد که بیخیال شد ، تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد، زندگی درد قشنگیست که جریان دارد 💜
من میفهمتت چون شوهر منم ایطور رفتار کرده چند بار و اجازه ندادم تو خانواده ما دخالتی کنه و بگه چیکار ...

تو چیکار کردی تواینجور مواقع بهشون گفتی اینجور گفته ونیان

میشه واس سلامتی مامانم یه صلوات بفرستین ❤ فداتون بشم 💙

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

شوهرتم این وسط یه کمی حق داره چون من خودم شوهرم نصف بدنشم بیفته زمین عین خیالش نیس ولی دخترم دور از جون بخواد یه همچین اتفاقی براش بیفته باید ابقند بریزم دهنش بعدشم ب نظر من دماغ پسر شما از مهمونی مادرتون مهم تر بوده شوهرتم حساسه باید مامانتو یه صدا میکردی اون خیالشو راحت کنه ک چیزی نیس  ولی اولشم ک خاهرتون شروع کرده ک واویلا و چخبرتونه و اونم تو این قضیه مقصره ولی سر هر چیزیم بحث و دعوا پیش بیاد شوهرتو حق اینو نداره ک بگه بیان یا نیان 

تو چیکار کردی تواینجور مواقع بهشون گفتی اینجور گفته ونیان

اجازع نمی‌داد ک برم خونه مامانم بخاطر بحث‌کوچیک منم گفتم میرم از پیشت چون کسی جز خانواده و ندارم و کسی جز اونا بدردم نمیخوره.و مطمن باش کسی جز خ.اهرات و مادرت بدردت نمیخوره برا همینه میگم کوتاه نیا ک بار بعدی میگه حق نداری بری خونتون

خب خواهرت چرا با اخم صحبت کرد؟ من فکر کردم حالا شوهره رفته خواهره رو دعوا کرده که چرا دماغ بچم خونی ...

نه بابا دعواش نکرد

خواهرمم همونجا یه ساعت پیشش پریود شد دیگ کلا روز اول خیلیم بداخلاقه

گف ناراحت شدم هی تومیگی خوبه بلند بلند میگ بگو مامانت بیاد ببینه

گفتم شلوغش نکنین زشته ویه اههههه بااخم گفته رفته

میشه واس سلامتی مامانم یه صلوات بفرستین ❤ فداتون بشم 💙
اجازع نمی‌داد ک برم خونه مامانم بخاطر بحث‌کوچیک منم گفتم میرم از پیشت چون کسی جز خانواده و ندارم و ک ...

حالا این ازاول گف تو برو هروقت خواستی اونا دیگ نیان 

میشه واس سلامتی مامانم یه صلوات بفرستین ❤ فداتون بشم 💙
چه دعوای مسخره ای. حالا خون امده دیگه نباید ک حرمت ها رو بشکنین.  از عمد هم ک نبوده

واقعا نمدونم چرا عادت داره از کاه کوه بسازه

میشه واس سلامتی مامانم یه صلوات بفرستین ❤ فداتون بشم 💙
حالا این ازاول گف تو برو هروقت خواستی اونا دیگ نیان 

دفعات بعدی میگه نرو و کلا قطع رابطه کن..من نمی‌دونم ای مردا خودشون خانواده ندارن دل ندارن که ایطور صحبت میکنند ..من تا چند روز حتی باهاش حرف نمیزدم تا خودش سرش اومد تو حساب کتاب



خواهرتون نباید همچین حرفی میزد  شوهرتون دلواپس بوده حالا ...

ینی همییییییشهههه ما داستان داریم همممممیییشه نگران بچه هاشه الکی خودش ک ب خودش زحمت نمیده میگ خواهرات باید مراقب بچها باشن

میشه واس سلامتی مامانم یه صلوات بفرستین ❤ فداتون بشم 💙
فک نکنم الان چهارروزه خیلی کینه ایه خیلی باعالم وآدم دعوا داره برعکس من خیلی تفاوت داریم باهم

شوهر خواهرمم یه بار با من لج افتاده بود وقتی بود خونشون نمیرفتم یه مدت گذشت از سرش افتاد فعلا سکوت کن یه مدت خودش باد میخوره به کلش

نه بابا دعواش نکرد خواهرمم همونجا یه ساعت پیشش پریود شد دیگ کلا روز اول خیلیم بداخلاقه گف ناراحت ش ...

عزیزم توی دعوا ، همه حق دارن

تو هم همونطور که خواهرت رو درک میکنی،شوهرتم درک کن و این رابطه رو مدیریت کن

به شوهرت بگو خواهر خانوم شاید نفهمه، شما که بزرگی ، نباید ک تصمیمات بچگانه بگیری 

هشت سین 🌺 یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند ؟ کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد 🌺 کی بشه که بگم شد 💜 یعنی میشه که بشه ؟ 💜 ششمین سال انتظار 💜 من منتظر تو، تو منتظر چی ؟ بیا دیگه خب 💜 در آستانه چهل سالگی، باز هم انتظار بهتر از اتمام 💜 فلانی جانم، من بدون تو میتونم زندگی کنم، بخندم، شاد باشم، انرژی ببخشم، اما اگر تو باشی، همه اینها رو راحت تر انجام میدم ، همین 💜 ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم، یعقوب پسر دید زلیخا که جوان شد 💜۲۸ تیر، چه دل خونیه ، حالم خراب تر از اونکه بدونیه 💜 اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم 💜چشمات 🧿 آخ چشمات 💜 صبر من رفته دگر بر باد از دل 💜 گر حال زار دلم را بخواهی، با تو چه گویم که بر آن گواهی 💜 نفهمیدی که عشق و جان منی، جان که چه گویم جهان منی، نفهمیدی در دلم چه گذشت، تو قرار دل بیقرار منی💜 تو نباشی منمو چشمای ترم 💜 عادلانه نیست من بمانم و حسرت مدام ، عادلانه نیست قسمتم از این عشق ناتمام💜 تنها تو انبار کاه، هی میگشتم دنبال نخ سوزنای اشتباه💜 فلانی جان، از امروز بتی که از تو ساختم رو میشکنم، اگر روزی لحظه ای روزگاری دلت برا من تپید و به من پیشنهادی دادی بعد میسازم همه چیزهایی که باید بسازم، عاشقانه هم میسازم اما الان که نیستی و قراری هم نداری با من بهتره که خط بکشم روت 💜 تموم لحظه های این تب تلخ، خدا از حسرت ما باخبر بود، خودش مارو برای هم نمیخواست، خودت دیدی دعامون بی اثر بود 💜 مقاومت میکنم تا زمانی که تو رو ندارم دلنوشته ای ننویسم به یادت فقط اینکه امشب یه جوری ام دلتنگ نیستم فقط یه جوری ام انگار جام زندگیم ترک داره و عمرم داره هدر میره🍀 نه ، نشد که بیخیال شد ، تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد، زندگی درد قشنگیست که جریان دارد 💜
شوهر خواهرمم یه بار با من لج افتاده بود وقتی بود خونشون نمیرفتم یه مدت گذشت از سرش افتاد فعلا سکوت ک ...

نمدونم خداکنه درست بشه کلا آدم صفر وصد

یاانقدددددد خوبه باهاشون ک واویلا یهو سریه چیز الکی میزنه همه چی خراب میکنه

میشه واس سلامتی مامانم یه صلوات بفرستین ❤ فداتون بشم 💙
عزیزم توی دعوا ، همه حق دارن تو هم همونطور که خواهرت رو درک میکنی،شوهرتم درک کن و این رابطه رو مدیر ...

ای خواهر بش میگم میگه نهههههه یک کلام تو پشت من باش خواهرتو دعوا کن و بگو حق نداره بیاد

بااین چیزا آروم بشو نیس

میشه واس سلامتی مامانم یه صلوات بفرستین ❤ فداتون بشم 💙
دفعات بعدی میگه نرو و کلا قطع رابطه کن..من نمی‌دونم ای مردا خودشون خانواده ندارن دل ندارن که ایطور ص ...

والا شوهر من که نداره یه خانواده ازهم پاشیدهههه کامل

کلا سه چهارسال یکبارهمو میبینن

میشه واس سلامتی مامانم یه صلوات بفرستین ❤ فداتون بشم 💙
ینی همییییییشهههه ما داستان داریم همممممیییشه نگران بچه هاشه الکی خودش ک ب خودش زحمت نمیده میگ خواهر ...


خواهر وظیفه ای نداره در قبال نگهداری بچه ، من برخورد خواهرت رو اصلا نپسندیدم ، در شعنش نبود اونطور بگه ، اما اگر جاشون بودم هیچ وقت هیچ وظیفه نگهداری انجام نمیدادم اعم از غذا دادن ، دست و صورت شستن ، بینییییی پاک کردن ، لباس عوض کردن، پوشک‌که هرگز، مگر پدر مادرش بیمار باشن یا طی مشکل موجهی نباشن، اما کلللی باهاشون بازی میکنم و داستان میگم و آموزش میدم و خوراکی میخرم و ....


هشت سین 🌺 یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند ؟ کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد 🌺 کی بشه که بگم شد 💜 یعنی میشه که بشه ؟ 💜 ششمین سال انتظار 💜 من منتظر تو، تو منتظر چی ؟ بیا دیگه خب 💜 در آستانه چهل سالگی، باز هم انتظار بهتر از اتمام 💜 فلانی جانم، من بدون تو میتونم زندگی کنم، بخندم، شاد باشم، انرژی ببخشم، اما اگر تو باشی، همه اینها رو راحت تر انجام میدم ، همین 💜 ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم، یعقوب پسر دید زلیخا که جوان شد 💜۲۸ تیر، چه دل خونیه ، حالم خراب تر از اونکه بدونیه 💜 اگه چشمات منو میخواست تو نگاه تو میمردم 💜چشمات 🧿 آخ چشمات 💜 صبر من رفته دگر بر باد از دل 💜 گر حال زار دلم را بخواهی، با تو چه گویم که بر آن گواهی 💜 نفهمیدی که عشق و جان منی، جان که چه گویم جهان منی، نفهمیدی در دلم چه گذشت، تو قرار دل بیقرار منی💜 تو نباشی منمو چشمای ترم 💜 عادلانه نیست من بمانم و حسرت مدام ، عادلانه نیست قسمتم از این عشق ناتمام💜 تنها تو انبار کاه، هی میگشتم دنبال نخ سوزنای اشتباه💜 فلانی جان، از امروز بتی که از تو ساختم رو میشکنم، اگر روزی لحظه ای روزگاری دلت برا من تپید و به من پیشنهادی دادی بعد میسازم همه چیزهایی که باید بسازم، عاشقانه هم میسازم اما الان که نیستی و قراری هم نداری با من بهتره که خط بکشم روت 💜 تموم لحظه های این تب تلخ، خدا از حسرت ما باخبر بود، خودش مارو برای هم نمیخواست، خودت دیدی دعامون بی اثر بود 💜 مقاومت میکنم تا زمانی که تو رو ندارم دلنوشته ای ننویسم به یادت فقط اینکه امشب یه جوری ام دلتنگ نیستم فقط یه جوری ام انگار جام زندگیم ترک داره و عمرم داره هدر میره🍀 نه ، نشد که بیخیال شد ، تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد، زندگی درد قشنگیست که جریان دارد 💜
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792