برا منو مامانم عین حقیقت رو گفتن فا. ل کاملشون اونموقع هشتاد بود الان فک کنم گرونتر باشه ولی خیلی چیزارو فهمیدم
مثلا من نزدیک نامزدیم بود همه چی حاضر بود ولی ایشون گفتن این نامزدی صورت نمیگیره با خودم میگفتم دلیلی نداره جور نشه
ولی چن وقت بعد فهمیدم اون اقا مریضه و اتاکسی داره
لطفا با دلهای پاکتون برا منم دعا کنین🥺🙂🤍