عزیزم میدونم تو شرایط بدی هستی وتنهایی ولی میخوام بگم منم خانواده دارم ولی مثل شما نه حمایتی ازم میکنن نه چیزی
میترسم باهاشون دردودل کنم چون سرکوفتم میزنن
شرایط منم بده ولی ی جور دیگه من دلمرده شدم و انگار ی مرده متحرک نه میتونم زندگی کنم نه بمیرم
منم فعلا کاری از دستم برنمیاد یکم تحمل کن بچه هات بزرگتر بشن بتونی بری سرکار
حالا ک شوهرت نمیترسه تشویقش کن به ترک همیشگی بهش بگو تو تکیه گاهم هستی پدر این بچه ها هستی منم کمکت میکنم
و غصه هم نخور ک خدانکرده مریض بشی
و امیدوارم ناراحت نشی ولی جلوگیری سفت وسخت داشته باش