سلام.امروز قراره پدرشوهرم و خواهرش اینا بیان از شهرستان.بعد ساعت 11به من گفت سریع ناهار بپز که میان ،گفتم چشم.بعد رفت میوه و چیزای دیگه خرید.بعد همه رو شستم سریع اماده کردم.بعد دوباره اومد با 15کیلو هویج.گفت اینارم هم اب بگیر اماده کن،گفتم لطفا اینارو پس بده..وقت ندارم خودمم مریض بودم.گفت نرو رو اعصاب من وهمه پاکت هویج رو پرت کرد تو راه پله.
سری قبل هم همین طور شد.من سزارین کرده بودم افتاده بودم،هر روز اب طالبی و شیر موز میگرفت براشون..انگار باباش زاییده🤕😐اون سری چیزی نگفتم، حالا دوباره 😐
به نظرتون کارم اشتباه بوده گفتم پس بده..
بعد خودمون چهارساله نرفتیم خونشون.وقتی هممیریم همه چی با خودمون میبریم.چون اصلا پذیرایی تورسمشون نیست واسه عروس.