از دست ما بنده ها کار آنچنانی بر نمیاد خدا یه اسم داره یا سامع الشکایا ای شنونده شکایت ها هر چی دل تنگت میخواست بهش بگو نگو نه خدا به من توجه نمی کنه هر چی دلت میخواست بهش بگو
یه خانومی میگفت من پدر شوهرم رو نگه میدارم ۹۰ سالشه نود ساله که نابیناست میگه شبا بلند میشه میگه دلم گرفته از اینکه نمیتونه جایی رو ببینه بعد این داستان خودمو میذاشتم جای اون پیرمرده چشام و میبستم یه دقه هم تاب نمیوردم..همین نعمت کمه.....
زرنگ باش دوست من قوی باش برای خودت ارزش قائل باشه از نعمت های خدا استفاده کنه هیچ دلی بی غم نیست فک کن یه دختر تنهایی خودت باش و خدای خودت .. بی خیال دیگران