2777
2789
عنوان

خیلی خودمو باختم گریه م بند نمیاد

564 بازدید | 29 پست

برای بار دوم میخوام باردار بشم دو سال اقدامم آخر سر هم مجبور به ای وی اف شدم 

آبان انتقالم هست دیروز نذری داشتم یهو زن داداشم اومد کفت بچه دومش رو بارداره

از باردار نشدن خودم خیلی غصه میخورم همش گریه م میگیره 

بچه اولم رو بدون مشکل باردار شدم

هیچکدوم بجز خودم و همسرم خبر نداره خیلی خودم رو باختم 


مشکلتون چیه عزیزمم


چند ماه اقدام کردم نشد آزمایش ذخیره دادم چهار بود دکترم کلی دارو بهم داد معلوم نیست چی شد یهو ذخیره م کم شد گفتن باید ای وی اف کنم

یه بارم ای یو ای کردم نشد

خیلی گریه می‌کنم چرا اینطورمی شد آخرش چی میشه همش تو فکرم 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

عزیز دلم انشالا که بچه دومت رو هم به سلامتی بغل میگیری

زندگی همینه دیگه گاهی اوقات خلاف میل ما پیش میره

همه یکسان نیستن و هیچکس هم به طور کامل خوشبخت نیست هممون یجور درگیریم من خودم دیشب تولد یکی از بچه های فامیل بودم و شب با گریه خوابیدم چون من و اون خانم باهم باردار بودیم و بچه من سقط شد و پسر اون خانم چقدر شیرین و ناز دیشب بازی میکرد در حالی که من بعد از اون بچه دوتا دیگه هم سقط داشتم و هنوز طعم مادر سدن رو نچشیدم

خواستم بکم تنها نیستی و همه یجور درگیریم 

خودت رو با یه چیزی سرگرم کن و به موضوعات خوب فکر کن انشالا که انتقالت هم موفقه و سال دیگه این موفع داری نی نی رو تر و خشک میکنی♥️


خیلی نا امیدم خیلی 

چرا اطرافیان اینقدر دخالت میکنن یعنی یکی نمیدونه بچه می‌خواد یا نه همش میگن باردار شو 

خب شاید مشکل داره باردار نمیشه بیشتر غصه میخوره بقیه یادآوری کنن

خیلی ناامیدم خودمو باختم بدجور 

چند ماه اقدام کردم نشد آزمایش ذخیره دادم چهار بود دکترم کلی دارو بهم داد معلوم نیست چی شد یهو ذخیره ...

بخدا به دکتر جماعت هم نمیشه اعتماد کرد بی پولیه اوناهم همش دوس دارن پول بچاپن از مردم نگران نباش برو یه طب سنتی شاید با دارو گیاهی حل بشه اصلا نترس قبل اینکه بری کلی هزینه کنی یه سر به طب سنتی هم بزن هم خودتو هم شوهرتو تقویت کن باز خدارو شکر اولی رو داری دلت گرمه باهاش

عزیز دلم انشالا که بچه دومت رو هم به سلامتی بغل میگیری زندگی همینه دیگه گاهی اوقات خلاف میل ما پیش ...

عزیزم خیلی ناراحت شدم انشالله به زودی مادر میشین

ولی من اشتباه کردم از اول نرفتم مرکز ناباروری وقتمون دکترم خیلی هدر داد اگه میتونین برین اونجا خوبه 

من ناراحتم خیلی با این روحیه هم نمیشه انتقال بدم فایده نداره

چرا انقد به فکر بچه ی که خودتو ببازی 

یدونه که داری 

حالا بفکر پیشرفت خودت باش تو تحصیل تو کار فکر خرید خونه ماشین برا خودت اگه داری بهترشو 

یا فکر یادگیری چیزای جدید 

حالا من برعکستم وقتی میبینم ی خانومی خودش کار خوب داره خونه خریده برا خودش یا اینجور پیشرفتا خودمو میبازم

خیلی نا امیدم خیلی  چرا اطرافیان اینقدر دخالت میکنن یعنی یکی نمیدونه بچه می‌خواد یا نه همش میگ ...

در دهن مردم هیجوقت بسته نمیشه خیالت راحت اون خودتی که شرایطتو درک کنی نه اینکه فقط بلد باشی بچه بیاری بخاطر حرف بقیه اصلا به حرفاشون گوش نده اصلااا خواهرانه بهت میگم هرکی گفت بگو ایشالله میاریم همین و تمام هرچقد پیششون عکسالعمل نشون بدی بدتر پا میزارن رو نقطه ضعفت

خیلی نا امیدم خیلی  چرا اطرافیان اینقدر دخالت میکنن یعنی یکی نمیدونه بچه می‌خواد یا نه همش میگ ...

دورت بگردم عزیز دلم 

اطرافیان ناخواسته قلب آدمو میشکونن ولی شاید قصدشون دلسوزی باشه

شماهم خیلی جدی بگو فعلا قصدی ندارم یا با شوهرم تصمیم میگیریم اما کامل درکت میکنم یعنی هیچ نذری و جلسه روضه ای نمونده که فامیلا نگن برات دعا کردیم

منم دلم میگیره از اینکه همیشه بهم ترحم دارن بابت بچه اما چه میشه کرد زندگی همینه دیگه زخم و نیش داره این ماییم که باید قوی بشیم

بخدا به دکتر جماعت هم نمیشه اعتماد کرد بی پولیه اوناهم همش دوس دارن پول بچاپن از مردم نگران نباش برو ...

دقیقا من رو تخمک کشی کردن بعد ماما گفت مشکلت چیه گفتم ذخیره کم گفت وااااا اینهمه تخمک داشتی آب سردی بود که ریختن سرم

بخدا زن داداشم نمیدونه سیکل چیه فولیکول چیه تخمک چیه ولی چون آرامش داشت بچه دومش رو ماه اول باردار شد پسرش چهارسالشه

دورت بگردم عزیز دلم  اطرافیان ناخواسته قلب آدمو میشکونن ولی شاید قصدشون دلسوزی باشه شماهم خیل ...

بله منم چون هیچکس نمیدونه نمی‌دونم با کسی درود دل می‌کنم جز همسرم اونم ناراحت میشه من گریه می‌کنم 


دقیقا من رو تخمک کشی کردن بعد ماما گفت مشکلت چیه گفتم ذخیره کم گفت وااااا اینهمه تخمک داشتی آب سردی ...

اشتباه نکن گلم برو یه سر به طب سنتی خودتو شوهرتم تقویت کن همین 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز