سلام بچه ها شوهر خیلی بی مسئولیتی دارم
برای مادرشو خواهرش با مسئولیت و با غیرته برای منو بچم بی غیرت و بی مسیولیته
خواهرش تو یه شر دیگه زندگی میکنه یه بار تولد خواهرزاده بود شوهرمو میخواست بفرسته یه چیزی بخره شوهرم منم برد تند تند راه میرفت که ببینه مغازه بازه یا نه من گمش کرد تو تاریکی بلد نبودم آنقدر بی غیرته این
الان بچم سه سال و نه ماهشه درست تلفظ نمیتونه بکنه رفتیم امروز پارک بچه ههای دیگه مسخرش میکردن میگفت باید این چیزای زندگی رو یاد بگیره میگم بفرستیم مهد خوب میگه نه دم خونه خونمون مکانش اصلا خوب نیست میگم کتاب بخر میگه پول ندارم میگم گفتار درمانی بره میگه اونا فقط پول میخوان میخوای ببری ببرش اما من پول نمیدم. من شاغل نیستم منتظره بابام بچمو ساپورت کنه آنقدر آشغاله این مرد
پدر شوهرم معتاده اینم از خونه ای که ما زندگی میکنیم همیشه فراریم و خونه مامانمم چیکار کنم خانوادم منت میزارن شوهرمم اینجوری