من تقریبا از 10 روز پیش اومدم خونه مامانم اینا یه شهر دیگه واسه زایمان قرار بود هر وقت نزدیک زایمانم شد بگم شوهرمم بیاد
حالا پریشب رفتم دکتر گفت برو بیمارستان
خلاصه اونجا معاینه شدم گفت اولشی داره شروع میشه
منم به شوهرم گفتم اونم اومد چند ساعت راهه
حالا از. دیروز ک اومده چند بار بهم گفته تو که خبری نبود به من گفتی بیا یا چند بار کلافه وار گفت چیکار کنم تو که نمیزایی
امروز صبح ک اینو گفت زدم زیر گریه بهش گفتم پاشو برو نمیخوام ببینمت
خیلی دلم شکسته خیلی
معذرت خواهی کرد ولی اصلا نمیتونم ببخشمش