2777
2789
عنوان

اسم بچه تون قرار بود چی باشه و چی شد؟چرا

| مشاهده متن کامل بحث + 4614 بازدید | 209 پست
قربونت عزیزم سلامت باشی   خودت نی نی داری؟

اره عزیزم دختر دارم ۴سالشه و تو دلیم دارم ولی جنسیت هنوز مشخص نیست ۳ماهمه❤️❤️

خدای یکتای من تنها امیدم❤لینک کارزار خروج افغان ها👊 https://www.karzar.net/visa 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خودم که نه ولی خواهرم دوقلو هاش اول کایلین و دلوین بود بعد گذاشتین دلوین و دلوان الان هستی و نفس هستش

 تیکر تولدمه دختر قشنگم عشق من چرا نمی‌آییم تو دل مامان؟آخه باید حتما شوهرکنم بیای تو دلم؟الان من نصفه شبی شوهر از کجا پیدا کنم آخه زحمت بکش خودت بیا تروخدا مامانت خستس ناسلامتی اراده کرده از تخت پابشه به خاطر تو فقط یه چیزی من میدونم که شوهر چشم رنگی پیدا نمیکنم پس لطفا کن به من بکش من خوشگلم عزیزم تازه بعد از اینکه اومدی تو دلم میخوام واست یه آبجی هم بیارم به به تازه توکه چشات آبی هستش اونم چشاش عسلی طوسی هستش راستی یدونه آبجی به نظرم کمه چه جوره که شمارو سه قلو کنم اولی که تویی دیانا چشات آبیه پوست سفید موهای بور درست مثل من لاغر هم هستی دومی هم آبجیت هست که اسم نداره ولی اونم چشاش سبزه و موهاش بلونده خلاصه این خیلی خوشگله سومی هم اسم نداره فقط موهاش فرفری هستش و تپل چشاشم طوسی عسلی این که خیلی بامزست دوستان واسه دوتا دخترام اسم پیشنهاد بدین😄😄😄ای دلسو خنگ مردم رو خر حساب کردی اونا میدونن که تو مجردی و سه قلو هات ساخته ی ذهنته 🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲

بچه ندارم😅

اسم خودمو میگم اول قرار بود مهشید باشه بعد تا بیمارستان هم قرار شد هدیه باشه بعد یهو یاسمن شدم😂

|•همون بگویاسی•| |•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا می‌رسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا می‌شود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس می‌کردم•|  goftino.com/c/xJbnEE

قرار بود "بردیا" باشه اما چون خواهرم اون اسمُ دوس نداشت و بجاش "پارسا" رو پیشنهاد داد و منم قبول کردم. آخه نظر خواهرم برام خیلی مهمه همیشه.

مهربان باشید.تمام کسانی که می شناسید، همگی درگیر جنگی سخت هستند:)🌱
۹۹ درصد اقوام و دوستان و همکاران و همسایه های ما اسم دخترهاشون مرساناس!🤔


چه جالب ما تو کل فامیل خودمون ک همسرم مرسانا نداریم😁امسال دخترم کلاس اولشو خوند باورت نمیشه تو کل مدرسه تنها مرسانا بود 

نامدار باشند

من انقده اسمهای مختلف دوست داشتم

همه رو روی حیوان های خونگی و عروسک گذاشتم

ولی اسم نورجهان رو خیلی دوست دارم

شاید یه گلدون گل قشنگ بخرم بذارم روی اون

بچه ندارم

سایت از صدا پر است و از حرف خالی...

۹۹ درصد اقوام و دوستان و همکاران و همسایه های ما اسم دخترهاشون مرساناس!🤔

وای دقیقااااااا😂😂😐

پسراشون معمولا یا کارن یا آیهان

من حسابم ز همه مردم این شهر جداست من امیدم به خدا بعد خدا هم به خداست💜🙂

والا فلن ک مجردم 😁ولی بچه دارشدم اسم دخترمو میذارم ماهلین هیچکی ام حق نداره دخالت کنه تو انتخابم حتا شوهر😒البنه اینم بگم ک تااونموقع شاید اسمای قشنگتر اومد و نذاشتم 

تنها چیزی ک باعث افتخارمه تو این همه سال زندگیم امیدیه ک هنوز ب خدا دارم با وجود همه ی دردام بازم اسمشو میارم و ب خودش پناه میبرم...ازوقتی ک ب دنیا اومدم مادرزادی مشکل مجاری داشتم پنجسال تموم هیچکی از مریضیم سردرنیاورد درنهایت مشکلموفهمیدن و عمل شدم تو این مدتم اکثرن روزام تو بیمارستان گذشت و زیر سوروم و امپول جون میکندم و دلم ب دستکش دکترا خوش بود ک اگه دخترخوبی باشم و گریه نکنم بهم ازاونا میدن تا توشون و بادکنم و بادکنک داشته باشم تو اون شدت مریضیم بابام دوتا دستامو با قاشق میسوزونه هنوزه ک هنوزه جاش هست (بعداز خوب شدنم زندگیم با پدر عصبیم ادامه دار شد جوری ک از شدت استرس لکنت زبون گرفتم و با زور حرف میزدم یکم ک بزرگ ترشدم ب مادرم خیانت کرد و ب کوچیک ترین چیز گیرمیداد تا مادرمو از خونه بندازه بیرون از کتک بگیری تا فحش بارمون میکرد  چندبار میخاس مامانمو بکشه واسه منی ک تنها فرد زندگیم و مادرم میدونستم دیدن اشکا و اذیتاش خیلی سخت بود از یطرفم خودم و اذیت میکرد آبروی مامانمو برد تو فامیل با عموم رفته بود خاستگاری  ب مادرم تهمت مریضی زده بود درحالی ک هیچیش نبودبعدشم معتاد میشه و وضع مالیمون روز ب روز بدتر و همیشه هم فامیلای مادرم مسخرمون میکنن و ماام بخاطر پدرمون همیشه سرخورده میشیمو سرمون پایینه میدونم مهم نیستن ولی وقتی اسمش میاد انگار غرورم له میشه و بغض کل گلومو میگیره وقتی ک تو این جو زندگی بزرگ شدم ک با ی اقایی اشنا شدم شده بود دلخوشیم امیدم پناهم ک بعداز 9 ماه تصادف میکنه و فوت میکنه قصدمون جدی بود حتا دوسداش خانواده ها بفهمن من بخاطر پدرم مخفی میکردم بعداز خبری ک ازش شنیدم کلللل دنیا خراب شد رو سرم ب جرات میتونم بگم پنججح روز تموم لب ب یقاشق غذاهم نزدم فقط میخابیدمو با فکرا و خاطرها و غم نبودنش دیواااانه میشدم ولی بازم گریمو تو خودم حبس میکردم تا یوقت مامانم شک نکنه😔یکسره فکرخودکشی میزد ب سرم از یطرفم پدرم بهم زورمیگفت و با اخلاقش اذیتم میکرد بهتره بگم بیشتر دلتنگ ترمیشدم🙃اخه من همش با خیال اون بود ک این زندگی و تحمل میکردمو اهمیت نمیدادم ولی دیگه نبوداگه اینارو برات نوشتم فقط بخاطر اینکه من با وجود همه ی این حال خرابیا ب خدا امیدوارم چرا تو نباشی رفیق؟ امیدوارباش شاید فصل بهارزندگی ماام برسه🌈❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792