یه بار رفتم بیرون بعد برگشتم خواستم برم پادگان پیش بابام پول بگیرم ازش به دژبان و سرباز با تمام اعتماد به نفس گفتم سرباز جودکی کجان؟😂😑
اونا هم گفتن جودکی بیا یکی کارت داره خبریه کلک؟ تعجب کردم به سرهنگ اول اینطوری بگن تو نگو من گیج بودم گفتم سرباز
پسره اومد گفت بفرمایید به دژبان گفتم گیر آوردی ما رو؟
من با ..... جودکیم دخترشم😂
سربازه گفت خو قربونت من چه میدونستم ببخشید درو باز کرد واسم برم داخل😂
منم عین منگلا گفتم درد و قربونت برو بشین تا گزارشتو ندادم و عین چی قدم برمیداشتم بعد گفت چشم خانم😂
حس رییس بودن بهم دست داد هی داشتن بهش میخندیدن😂😂😂
از اون روز بابام گفت حق نداری دیگه پاتو بذاری هی میگن جناب دخترت کجان ی عبارت بیارش اینجا باحاله یکم بهش بخندیم😂😂😂😂