اومده بچمو برداشته برده پایین خونه خودش
دیروز واکسن چهارماهگیشو زدم تب داشت شب تا صبح چشم روهم نذاشتم الان پایین بودم پیش شوهرم بود اومدم دیدم برده رفتم میگم بده میگه گریه کرد میدم چیکار کنم همش سرش تو زندگیمه میاد بچمو برمیداره لبشو بوس میکنه گفتم نکن مریض میشه