بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
فقط خدا خودش میدونه چی کشیدم. شهر غریب بودم، صب دیدم مامانم زنگ زد ب شوهرم گفت داداشم حالش خوب نیس منو ببره خونه بابام. من دیگ فهمیدم ی اتفاقی افتاده. هرچی زنگ میزدم هیشکی جوابمو نمیداد. دوساعت تو راه گریه کردم و ب خدا التماس کردم. نزدیکیای شهرمون ک رسیده بودیم دیدم از آگاهی بهم زنگ زدن، من بازم نفهمیدم چی شده. سرکوچه خونه بابام ک رسیدم دیدم جلو درشون شلوغه من از ماشین درحال حرکت پیاده شدم فقط دووییدم. دیگ یادم نمیاد چی شد. فقط یادمه ک با تمام وجودم جییغ میزدم