پنجشنبه ک میشه عجیب ترازهمیشه دلم میگیره انگار یکی سیلی میزنه تو صورتم ک ببین مادرت نیست بعضی وقتا میگم الهی بمیرم بعضی وقتا کم میارم دلم میخاد یبار دیگ بغلت کنم و بوت کنم دلم میخاد یبار دیگ بگم مامان یبار دیگ با خیال راحت زندگی کنم دلم میخاد واقعا زندگی کنم بعدازمرگ تو زندگی کردنم نمیاد همچی فیک و مصنوعیه دیگ هیچ شوق و ذوقی نیست میدونم دیگ نمیای میدونم دیگ نمیبینمت ولی من دلم ب این گول زدنای الکی خودم خوشه ک شاید یروزی از در باز بیای تو