یادم نمیره چجوری غرورمو خورد کرد اون روزا ک میگفت دیگ نیا پیویم دیگ پیام نده
یادم نمیره میدونست وابستم گریه میکنم بخاطر نبودش ولی خوردم کرد هردفعه پیام میدادم خوردم میکرد میگفت برو دیگه نیا پیشم
ولی ورق برگشت.... پیام داد و من خوردش کردم مث خودش رفتار کردم باهاش
گفتم چرا اومدی گفت خواستم احوالتو بپرسم، منم گفتم اون روزا ک گریه میکردم حالم بد بود نبودی الان دیگ دلیلی برای احوال پرسیدن نمیمونه برو
و در ادامه بهش گفتم دیگ پیام نده بزار زندگیمو بکنم،اگه قبلا میخواستم باهات حرف بزنم دیگه نمیخوام حتی تو بگو یه درصد
ناراحت شد و خدافظی کرد
واقعا راسته میگن زمین گرده !
حتی دیگه حسی بهش ندارم، فقط ازش متنفرم بخاطر احساس عمیق من نسبت بهش که به بازی گرفت