2821
2789

من ۲ هفته پیش عمل کردم موقع دراومدن از بیمارستان نامزدم و مامانش اومدن دنبالمون بعد منم چون عمل کرده بودم مامانش اصرار کرد جلو بشینم ک بخاری بخوره بهم

همینکه من نشستم جلو داییم و خانوادش اومدن تو حیاط بیمارستان مارو دیدن بعد ک‌ اومدیم خونه داییم ناراحت شده بود که چرا من جلو نشستم اینکه اگه خبری شده چرا ما خبر نداریم

چون ما هنوز خواستگاری و عقد رسمی نکردیم ولی خیلی رفت آمد داریم همه ام خبر دارن

بعد من دو سه روز پیش ک با نامزدم بیرون بودیم گفتم آره داییمم ناراحت شده میگه چرا رسمیش نمیکنن و اینا خلاصه حرف زدیم خیلیم تاکید کردم بهش نری به کسی یا تو خونه بگیا

بعد امروز فهمیدم نامزدم این حرفو رفته به مامانش گفته😞

انقد حالم بد شد گریم گرفت

شاید از نظر شما ناراحت کننده نباشه اما من متنفرم از اینکه حرفمو یا چیزی بینمون زده شده رو یکی دیگه بدونه 

الانم زنگ زد بهش گفتم دیگه بهت اعتماد ندارم😭اونم انقد ناراحت شد

گفت قول میدم دیگه تکرار نمیشه منم گفتم دیگه من حرفی بهت نمیزنم ک بخوای تکرار کنی😞

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

عزیزم حرفی که شما خودت نگه نمیداری انتظار نداشته باش ایشون نگهداره این موضوع به داییتون مربوط نیست اگر هم می‌خواستین زودتر رسمی بشه باید از قول خودتون می‌گفتین 

واقعیت این است که مابرای رنج کشیدن متولد شده ایم اما به دنبال لذت میگردیم.پس تنها راه ادامه دادن لذت بردن از رنج هاست 

برای من اصلا مهم نیست

اولا حرفی که ایشون رفته گفته حرف خصوصی بین شما دو تا نبوده که ناراحت شدی چرا گفته به مادرش 

دوما شاید به مادرش از این جهت گفته که بیاین بریم تکلیف دختر مردمو روشن کنیم اینجوری بلاتکلیف خوب نیست

#‍مثبت_نگر_باشیم

هَمه یک سو و تُو یک سو،چه بگویَم دیگر؟! تا بدانی که چه اندازه 😍🥰راستی اسمم شقایقه
عزیزم حرفی که شما خودت نگه نمیداری انتظار نداشته باش ایشون نگهداره این موضوع به داییتون مربوط نیست ا ...

اصلا موضوع مهمی نیست از اینکه حرف منو رفته گفته ناراحت شدم

برای من اصلا مهم نیست اولا حرفی که ایشون رفته گفته حرف خصوصی بین شما دو تا نبوده که ناراحت شدی چرا ...

حرف خصوصی نبوده بین ما نبوده ولی نیازیم نبود حرف ۲ هفته پیش الان زده بشه .مامانشم ی جوریه همه چیو بزرگ میکنه همش خودشو سرزنش میکنه مثلا هی میاد ب مامانم میگه تقصیر من بود من گفتم جلو بشین من اومدم دنبالش من اینکارو کردم اینجوری کردم

فک کن وقتی باهم میریم گردش بعد برمیگردیم من ۲ هفته بعدش سرمامیخورم زنگ میزنه میگه چون من دوهفته پیش گفتم بریم بیرون پس تقصیر منه تو سرما خوردی

خرج دختر رو باباش میده ، دایی ش میشه بزرگتر؟ به دایی ت چه ربطی داره.

اصلا به داییم ربطی نداره

موضوع مهمیم نیس مامانش بفهمه.من از این ناراحتم ک چرا حرف منو برده خبر چینی کرده ب مامانش



2825
2823
2791
2779
2792