2777
2789
عنوان

از سقط تا بارداری مجدد پرخطر

1958 بازدید | 80 پست

سلام قلم خوبی ندارم ولی دوست داشتم از سقط تا بارداری مجدد و مشکلای بعدیشو بنویسم تا هم بشه خاطره هم بشه تجربه برای منتظرا و  مامانای سایت

۳ماه بود که اقدام بودم و نتیجه نگرفتم چون آدم عجولی بودم سریع رفتم دکتر و فهمیدم تنبلی تخمدان دارم متخصص زنانم برای دوفاستون و اسیدفولیک نوشت گفت پری هاتون منظم میکنه برو اینارو مصرف کن تا ۵ماه اگه نتیجه نگرفتی بیا

منم داروهارو مصرف کردم دوفاستون داروی خوبی بود و پری هامو منظم کرد و دقیق سر وقت تا ۳دوره پری شدم ماه ۴منتظر بودم پری بیاد و نیومد شک کردم به بارداری سریع رفتم بی بیچک گرفتم و دیدم بعله مثبته اون شب با همسرم بحثم شده بودو بهش نگفتم

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

فردا بعد از اینکه از سرکار اومدم خونه عصریاده تا آزمایشگاه رفتم و آزمایش دادم گفت ۲ساعته جوابش آماده میشه رو ابرا بودم اون ۲ساعت رفتم به چندتا سیسمونی و یه پستونک آبی خریدم جواب آزمایشمم گرفتم بتام خیلی بالا بود زنگ زدم همسرم اومد دنبالم تو ماشین بهش جواب آزمایش و پستونک و نشون دادم اونم خیلی خوشحال شد و ۲تایی چه برنامه ها و نقشه هایی که نکشیدیم من هر روز سرکار میرفتم و تغذیه خوبی نداشتم فقط میلم به آلوچه بود و دوغ ترش

تا اینکه ۸هفته شدم و رفتم سونو وصدای قلب کوچیکشو شنیدم رو ابرا بودم و از دکتر خواهش کردم صداشو ضبط کنم برای همسرم

هرشب با همسرم به صدای قلب کوچیکش گوش میکردیم


      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

یک هفته ای میشد که علائم بارداریم کلا از بین رفت تهوع و حساسیت شدید و میل به غذاهای شور و ترش کلا از بین رفت ته دلم ترسیدم که نکنه چیزی شده باشه هر روز به مامانم میگفتم مامان من دیگه از بوی کشو آشپزخونه بدم نمیاد و دوست ندارم دیگه دوغ ترش و آلوچه بخورم مامانمم میگفت نترس قرار نیست که کل ۹ماه رو ویار داشته باشی

جواب آزمایش هام اومد معلوم شد که کم کاری تیروئید بارداری گرفتم و بازم از عجول بودنم ضربه خوردم و شبانه رفتم سراغ دکتر غددی که اصلا اسمشم تا حالا نشنیده بودم که برای تیروئیدم بم دارو بده ایشونم گفتن روزی ۱عدد قرص لووتیروکسین مصرف کنم در حالی که جواب آزمایشم خیلی بد نبود و تیروئیدم لب مرز بود ولی من به حرف دکتر گوش کردم و روزی ۱عدد لووتیروکسینو میخوردم

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

یکم دستم کنده لطفا صبر کنید همشو میذارم 

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

اون روزی که نباید میومد اومد ۵شنبه بود و با همکارا تصمیم گرفته بودیم بریم باغ اطراف محل کار و جوجه کباب بخوریم من یه دل دردای خفیفی مث پریودی زیر دلم داشتم ولی گفتم حتما طبیعیه بعد صرف ناهار همسرم اومد دنبالم تا بریم خونه مامانم اینا بش گفتم اول بریم خونه خودمون تا لباس بردارم اینقدر ترسیده بودم به همسرم نگفتم درد دارم سریع اومدم خونه و رفتم تو سرویس بهداشتی و دیدم کلا لباس زیرم ترشح قهوه ای و قرمزه اونجا دنیا رو سرم خراب شد و فهمیدم فرشته ی تو دلیم نیومده تنهام گذاشته نتونستم جلوی گریه هامو بگیرم به همسرم گفتم بریم سونو ساعت ۳ در به در سونکگرافی بودیم تا آخر یه جارو پیدا کردیم از اون طرف هم مامانم هی زنگ میزد که چرا نمیاین و ما منتظریم

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

منشی سونو تا اشکامو دید با دکتر مشورت کرد و گذاشت همسرمم بیاد تو تا روی تخت خوابیدم با صدای بلند گریه کردم و دکتر میگفت چرا گریه میکنی مگه چند سالته؟

همسرمم ترسیده بود و میگفت آقای دکتر فکر میکنه جنین چیزیش شده

از دکتر خواهش کردم صدای قلب کوچیکشو بذاره بشنوم ولی گفت خانم برو بیرون با همسرت کار دارم دنیا جلوی چشمام سیاه شد ولی بازم خودمو دلداری میدادم گفتم شاید میخواد با برگه سونو خوشحالم کنه

وقتی بعد چند دقیقه همسرم با برگه سونو اومد بیرون دیدم  حالش زیاد خوب نیست برگه رو دیدم و فهمیدم قلب فرشته ام تو ۸هفتگی ایستاده و من ۲هفته تمام اونو نداشتم و نفهمیده بودم

تو خیابون گریه میکردم جایی رو نمیدیدم حرفای همسرمو نمیشنیدم همه نگاهم میکردن ولی برام مهم نبود از خدا شاکی بودم چرا نذاشت طعم مادری رو بچشم و زودی این حس رو ازم گرفت

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

با برگه سونو و گریان رفتم مطب دکترم اونجا بدون نوبت اینقدر گریه کردم فرستادم داخل دکترم بم آرامش میداد می.فت سنی نداری تو فقط چند ماه منتظر بودی  مطمئنم دوباره مادر میشی ولی من بچه ام رو از دست داده بودم هیچ کسی درد منو نمیفهمید درسته بغلش نکرده بودم ولی واقعا بش وابسته شده بودم

بم گفت چون لکه بینی داری خودش میوفته اگه نیوفتاد برام قرص نوشت که تو خونه استفاده کنم

تو اون زمانی که من مطب بودم همسرم به خانواده ام گفته بود و مامان بابام پایین ساختمان دکتر منتظرم بودن هیچ وقت حسرت نگاه پدرمو یادم نمیره ولی جلوی من میگفت اشکال نداره خودت مهمی

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

به اصرار اونا شام رفتم خونه پدرم اینا هنوزم یادم نیست اون شب چطوری گذشت و کلا شام چی خوردم و چطوری برگشتم خونه خودم

صب جمعه بود همسرم گفت بریم بیرون تا حال و هوات عوض بشه اشکام همینجوری میومد و دست خودم نبود درد هام بیشتر میشد و خونریزیمم بیشتر

حس میکردم بچه ام دختره و بش میگفتم قرار بود جانان خونمون بشی ولی مارو تنها گذاشتی و یه داغی رو دلم گذاشتی

عصر دردام واقعا زیاد شد به همسرم گفتم میرم حمام یکم آب داغ آرومم کنه تو کف حمام نشسته بودم و گریه میکردم حالم افتضاح بد بود خونریزیم شدید بود چشمام جایی رو نمیدید ولی وضعیت جسمیم در برابر درد روحیم هیچی نبود

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

یه لحظه دیدم همسرم گریه میکنه و داره منو میکشه بیرون جلوی درب حمام افتاده بودم و حوله رو تنم بود و همسرم داشت لباسامو میپوشید میگفت میریم بیمارستان ولی من فقط میگفتم میخوام تو خونه خودم بمیرم و حق نداری به کسی بگی بیاد نمیدونم چی شد که یکدفعه دردم ساکت شد و خوابم برد

بیدار شدم ساعت ۸شب بود همسرم شام درست کرده بود شام رو خوردیم و سریع رفتم بخوابم بازم خوابم برد بیدار شدم نیمه های شب بود همسرمم کنارم خواب بود حس کردم درد دارم رفتم دستشویی و جنین دفع شده کلا ازم خارج شد چقدر با صدای بلند گریه کردم همسرم بیدار شد دلداریم میداد ولی واقعا دست خودم نبود

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍

صبح شد همسرم گفت مرخصی میگیرم پیشت میمونم ولی من قبول نکردم و گفتم برو سرکارت چقدر گریه کردم

به خودم لج کردم خونمو تمیز میکردم شیشه پاک میکردم و گریه میکردم بماند که تا ۱ماه افسردگی گرفته بودم و نمیتونستم با سقطم کنار بیام سرکار نمیرفتم چون شرکتی بودم یه روز زنگ زدن که کارتو از دست دادی و دیگه نیا سرکار

حالم بد بود بدتر هم شده بودم تنها تو خونه همش گریه میکردم تا اینکه...

      پروردگارا شکرت کی جز تو میتونست مرهم دله شکسته من باشه؟ ممنون بابت هدیه قشنگت😍             تیکر تولد گل پسرمه 😍😍😍😍
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز