2777
2789
عنوان

میشع لطفا کمکم کنید

354 بازدید | 20 پست

من یه برادر شوهر دارم سه ساله زندگیم بخاطرش هر ماه به هم میریزه الان خیلی اعصابم خرابه از سر شب باهام سر دعوا داره من هی خندیدم هر چی گف الان اومدیم بیایم خونه پدرم مهمون داشتیم گفت قیلون میوه ایتون رو برا ما بیارید من رفتم آوردمش کاملا بی منظور خندیدم گفتم زغال نداره بخرید براش اونا عکس العملی نشون ندادن اومدم بیام یهو شوهرم اومد گف چرا دروغ میگی زغال داره که منم باز خندیدم گفتم میخواستم بترسونمشون خو اینا هم عکس العملی نشون ندادن یهو پاشد گفت تو میخوای منو بترسونی اصن تو کی باشی یه عمره من همه رو ترسوندم تو الف بچه میخوای منو بترسونی هر چی گفتم شوخی کردم بدتر کرد تازه قبل اینم دو سه ماهه قهریم حالا تو راه میخواستیم بیایم خونه پدرم شوهرم هرچی از دهنش در اومد بهم گفت قدم اینه خونه پدرم بمونم قهر کنم بخاطر حرفاش و اینکه طرف برادرشو گرفت نظرتون چیه وایسم یا نه؟ به نظرتون من مقصرم؟

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

اازدواج

حالاکه ازدواج کردی برچسب به زندگیت گور باباشون اصلا زندگیتو خراب نکن اون برادر شوهر بیشعورتم دیگه اصلا آدم حساب نکن سنگین باش با آدم بیجنبه که شوخی نمیکنن اینم میشه برات یه تجربه فقط دیگه زیاد قاطی نشو با هاشون فقط بچسب به شوهرت

حالاکه ازدواج کردی برچسب به زندگیت گور باباشون اصلا زندگیتو خراب نکن اون برادر شوهر بیشعورتم دیگه اص ...

عزیزم مشکلم اینجاس که برادر شوهرم به شوهرم بگه برو بمیر میره میمیره

عزیزم مقصر شوهرته اون نباید انقدر دهن بین باشه و زندگیشو بخاطر برادرش تلخ کنه

البته زمان میبره تا همسرت بخودش بیاد اما درست میشه

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...

به نظرم کار هردوتون زشت بود 😐 اول اینکه شوخی خوبی نبود و اونم الکی شلوغش کرد هرچیم باشه زنداداششه احترام نگهداره .درضمن واس حرف بقیه نه قهر برو ن زندگیتو خراب کن شوهرتم شاید از شوخیت خوشش نیومده ک طرفداریشو کرده بخاطر حرف قهر خونه پدر نمیرن شوخیت جاش نبود واس همین طرفداریشو کرد ولی باید یه جوری میگف ک ن تو ناراحت بشی نه هم بزاره برادر شوهرت بهت بی احترامی کنه

همسرم همه چی و میدونه ولی عین خیالش نی میگه داداشم حق داره

والله برادر شوهر من به ما نگفت به اسم شوهرم ماشین نوشت.بعد نوبت مارو برای قرعه کشی سوزوند من که ناراحت شدم به شوهرم و مادر و پدرش بدهکار شدم.

عزیزم مشکلم اینجاس که برادر شوهرم به شوهرم بگه برو بمیر میره میمیره

مشکل اصلی تو اساسیه، مشکل شوهرته

من تاریخ آن شبی را که از عمق وجود گریستم دقیق به خاطر سپرده ام نه برای آن شب بلکه برای آن صبح برای آدم دیگری که روز بعد به آن تبدیل شده بودم...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز