2777
2789
عنوان

خیانت

532 بازدید | 48 پست

بچه ها نمیدونم ازکجا شروع کنم حالم خیلی بده ازخانه پدریم تاخونه خودم ۲ ساعت راهه بخاطر همین ماهی یه بارمیومدم خونه مامانم اینا میموندم وبه بهونه کارش خیلی دیر میومد دنبالم ازوقتی بهش شک کردم که توی دستشویی مو زنونه پیدا کردم ویه بسته کاندوم توخونمون گم شدمیگفت تونیستی دوستم میاد خونه آشپزی میکنه موهای اون تودستشوئیه وکاندومم حتما اون برداشته منم خرمغزمو گاز گرفت باور کردم تااینکه خونمون و عوض کردیم وباگوشیش کار داشتم که اس ام اس های عاشقانه توگوشیش ديدم وشماره رو زدم به گوشيم ديدم زنه ،بهش نشون دادم گفت بخدا من نیستم گوشی قبلا واسه داداشم بوده حتما دوست دختر اونه منوبرد پیش داداش چندتا عکس باهمون زنه گرفته بود بهم نشون داد گفت دوست دختر منه بهش گفتم آخه حداقل۷.۸سال ازت بزرگتره(شوهرم ۱۲سال ازداداشش بزرگتره)گفت واسه همین ازش جدا شدم منم باور کردم بماند همین که اومدم خونه زنه تلگرامشوپاک کرد ولی تخم‌ شک تو دلم موند تا اینکه یه شماره هرروز به شوهرم زنگ میزد زخیره اش کردمو بعدیه مدت تلگرام نصب کرد دیدم همون زنه یه شب رفتیم بیرون دیدم همون شماره ساعت۱۲شب بهش زنگ زد گفتم سعید گوشیت زنگ میخوره گفت رئیسم زنگ زده پروفایل زنه رونشونش دادم گفتم رئیست نه این خانوم داره بهت زنگ میزنه رنگش شد عین گچ گفت بخدا این شماره زن رئیسمه وشارژ که نداره با گوشیه زنش زنگ میزنه گفتم همین الان بهش زنگ بزن زنگ زد گوشیو که برداشت سریع گفت آقای فلانی هستن اونم گفت نه الان رفتن بیرون برگشتن میگم تماس بگیرن این قضیه گذشت ویه روز که ديدم ازاینستاش یه فیلمی روبه دوستاش ویه ناشناسی فرستاد آیدی اینستاشووارد اینستام کردمو دیدم بله همون زنه اسمشو فهمیدم دیدم واسه همین جاست درصورتی که رئیسش اهل رشته وبهم گفت میخوام راستشو بهت بگم من چندبارباداداشم اینو توکافه ها دیدم قسمش دادم گفتم قضیه تو نوید چیه گفت بخدا نوید مثل  پسرمه من طلاق گرفتم بچموازم گرفتن چون شبیه پسرمه خیلی دوستش دارم نویدم چون سرکشه واین زنه روخیلی قبول داره شمارمو دادم بهش که باهم کنترلش کنیم ونوید توهم زده بوده که این عاشقانه دوستش داره من خرم باور کردم وتواینیستا میدیدم که هی بانوید(‌‌‌داداش شوهرم)‌ عکس می‌گرفت می‌نوشت داداشم تااینکه من‌ احمق حامله شدم ویه روز شوهرم یه پرنده آورد وگفت واسه دوستمه واسمش فندیه یه مدت جایئه تو نگهش دار تا بیاد یه روز که داشتم اینیستایه زنه روچک میکردم دیدم بله این پرنده مال اونه به خواهرم نشون دادم واون متوجه شد خیلی ازلباسایی که پوشیده واسه شوهرمه توماشین پدرشوهرم فیلم گرفته بود به شوهرم نشون دادم واون گفت بخدا این پرنده مال اون زنه نیستو لباس‌های منو نوید پوشیده وباهاش رفته بیرون ماشینم که بابا به نویدم میده بهش گفتم اگه راست میگی دعوتشون کن خونه ازنزدیک ببینمشون

میشه برای مامان شدنم یه صلوات بفرستین

چرا اینقدر طولش داده بودی ضایس ک خیانت کرده بود

یاد گرفتم به خودم احترام بذارم تا همواره مورد احترام و عنایت قرار بگیرم بهترین لباس و بهترین ادکلن مختص مصرف روزانه منه...بهترین ظرف ها و بهترین خوراکی ها برای خودمه مهمان جای خود....موهام هر روز شونه شده و با کوچکترین مریضی به خودم میرسم این تن منه با ارزش ترین دارایی که دارم و همیشه عاشق خودم میمونم تا عاشقم باشن♥️یاد بگیریم خود را دوست داشته باشیم 

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

فکر نمیکردم آنقدر بی حیا باشن برادرشوهر دستش،رو گرفت اومدن خونم کلی هم بگو بخند منم باور کردم که اینا باهم دوستن من احمقم پذیرایی کردم شوهرم ولی نبود

میشه برای مامان شدنم یه صلوات بفرستین
فکر نمیکردم آنقدر بی حیا باشن برادرشوهر دستش،رو گرفت اومدن خونم کلی هم بگو بخند منم باور کردم که این ...

وقتی  تصور میکنم که از دوست دختر شوهر تو برادر نامردش پذیرایی کردی و اون عوضیا به روی خودشون هم نیوردن خونم به جوش میاد 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز