دیروز عمل داشتم با شوهرم رفتیم همراهم بود انقدر بهش سر هر چیزی غر میزدم چون خودم نباید غذا میخوردم گفتم اگه میخای بخوری پاشو برو خونه اونم هیچی نخورد دوباره رفت بعد عمل واسم کمپوت و آبمیوه خرید بعد که آورد قیمتشم گفت انقدر بهش چیز گفتم بهش گفتم بریز سطل زباله انقدر اصرار کرد تا خوردم همش تحمل کرد نمیدونم چرا انقدر باهاش بد بودم😔😔