عشقِ مَن الهی قربون لبخند ها واشکات بشم
پسر مهربون ومعصوم من
شاید بیشتر وقتا حسرت نداشته هات رو بخورم بشینم غصه بخورم اشک بریزم ولی همینکه کنارم هستی ونفس میکشی دنیا رو دارم
شاید شبها بخاطر نخوابیدنت و گریه هات بهم بریزم ولی کم نمیارم باز سرپا میشم برای بودن باتو برای رسیدن به تو
من مادر شدم ولی مادری از جنس غم
مادرشدم وعاشقانه های مادریم با دیگر مادرا فرق داره
خلاصه بگم مادر امیرسام بودن یه چیز دیگه است