هیچی عزیزم بعد از ۹سال زندگی و رفتوآمد دوستانه و صمیمی یهو سر یه قضیه ای که فکر کردن من رفتمگفتم درصورتی که من نگفتم دختر دایی شوهرم پیش بقیه اقوام یه موضوع خانوادگی که مربوط میشد به خانواده شوهرم پیش چند نفر آشنا بازگو کردن و خانواده شوهرم منو که یه روز با همسرم رفته بودم خونه مادرشوهرم به فحش و ناسزا گرفتن خیلی برام سخت بود شوک بودم هیچی نگفتم و هرچی میگفتم من نگفتم باور نمیکردن