سلام خواب دیدم رفته بودیم جای دیدنی پیاده تو برگشت یه پسره اذیتم میکرد سرش داد میکشیدم اون میخندید بعد رفتم کنار جاده یه شهید نشسته بود چنتا ذکر بهم گفت خواستم بنویسم گفت نباید بنویسی دوباره برام توضیح داد فقد الحمدالله سبحان الله الله اکبر لاالله الا الله یادمه بعد یه تیکه کاغذ هم بهم داد نمیدونم چی توش نوشته بود ممنون میشم برام تعبیرش کنین