امروز ساعت ۵ رفتم کوه کمک پدر بزرگم دیوار گذاشتیم دور باغ شیشه گذاشتم و سنگ گذاشتم بخدا کمر برام نمونده بعد که اومدیم خونه ی پدربزرگم که ۴ تا بیشتر قالی میخوره جارو کردن آهن جارو رفت تو دستم داره میترکه پوستش کنده بعد رفتمحیاطشون که ۲۰ تا ماشین جا میگیره (۳۰ تا جا میگیره ما وقتی میخوایم بشوریم حیاطو فقط سیمانو میشوریم نه اونجا که سنگ داره )اونجا که سیمان هست ۲۰ تا ماشین جا میگیره اونم شستم ینی کمر درد کشتم اگر بگم چند سالمه فک نکنم باور کنید فق ۱۱ سالمه مرداد میرم تو ۱۲ سالگی ب خدا راست گفتم همشو الان شما میگید دروغ میگه و اینا بخدا