خودش گفت نگه میدارم ولی بعد زد زیرش...وگرنه من از اول دنبال پرستار بودم اینا گفتن نه نمیخواد بچمونو بدی دست غریبه....بعدشم که پرستار گرفته بودم مادرشوهرم اشک میریخت میگفت بچه رو کاریش نکنه ... گفتم بنظرت چیکار کنم ...تو به من بگو
از طرفی هم دخترشو نمیتونست راضی کنه...منم گفتم توقعی ندارم من از اولشم دنبال پرستار بودم همه این روزا رم میدیدم