هشت ماهه زایمان کردم تو این هشت ماه رابطم با شوعرم داغون شده اوایل من شدیدا عصبی شده بودم از بی خوابی بی محلی کم توجهی شوهرم از تیکه انداختنای خانواده شوهرم و گریه های شدید بچم شوهرمم یکسره از همه چی ایراد میگرفت هر شب دعوامون میشد منم یه چیزی میگفت ده تا میزاشتم روش جوابشو میدادم چون خیلی خسته بودم توقع داشتم درکم کنه محبت کنه ولی میومد خونه از همه چی ایراد میگرفت چند شب پیش گفتم مگه میشه یه مرد هشت ماه رابطه نخواد تو بارداریم نداشتیم چون لکه بینی داشتم گفتم یک سالو نیم رابطه نخواستی هیچ مردی نمیتونه تحمل کنه توام مردی چطوری جلوی خودتو میگیری........
گفت تو خواب ارض ا میشم چند بارم دیدم تو خواب ارض ا میشه گفت انقدر جوابمو دادی بهم توهین کردی باورم شده اصلا دوسم نداری ازت فاصله گرفتم دلم میخواد با هم باشیم ولی غرورم نمیزاره، کلا ادم سردی هست قبل بارداریمم ماهی یکی دو بار بود ولی نمیتونم باورر کنم هر چیم گوشیشو چک میکنم چیزی نمیبینم موندم چی کار کنم؟