2777
2789
عنوان

دیشب رفتیم خونه خواهرشوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 324 بازدید | 32 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

بعضی خواهرشوهرا منتظر یه چیزین که فقط ناراحت بشن و بهشون بربخوره منم به خواهرشوهرم بگم سلام میگه تو ...

اره جالبیش اینجاس همه جاهم میگه فلانی اصلا با من گرم نمیگیره بابا لعنتی برای هر یک کلمه حرفی که باهات بزنم یه رمان تحویل میدی داستان درس میکنی برام

خیلی بیشتر از اون چیزی ک فکرشو بکنی بخدا شوهرم نمیخاست بیاد خونش من گفتم نه باید بریم گناه داره نارا ...

بیکاری دیگ 

نترسید روزی خورشید متلاشی شود و همگی ما از سرما بمیریم ، بترسید روزی برسد که زنان بخواهند محبتشان را از مردان دریغ کنند..آن وقت همگی از سرما خواهیم مُرد..
خیلی بیشتر از اون چیزی ک فکرشو بکنی بخدا شوهرم نمیخاست بیاد خونش من گفتم نه باید بریم گناه داره نارا ...

این برات درس عبرت که سال دیگه اینکارو نکنی.

نویسنده‌ی سه اثر چاپ شده و  روزنامه‌نگار  کلیک===>خاطره زیبای زایمانم
اره جالبیش اینجاس همه جاهم میگه فلانی اصلا با من گرم نمیگیره بابا لعنتی برای هر یک کلمه حرفی که باها ...

دقیقا بخدا حرف دلمو زدی هرچی بگم داستان درست میکنن برام توروم نمیگن که جوابشون بدم پشت سرم به شوهرم میگن خیلی زورم میگیره

ازمن به تو نصیحت کلا با فامیل شوهر( البته بعضیاشون) گرم نگیر خیلی رسمی باش چون بهرحال تو دخترشون نیستی هرکاری کنی بگذرن اتفاقا بدتر هرچی ببینن بزرگش میکنن من از اول از در صمیمیت وارد شدم دیدم فایده نداره باید خودمو بگیرم جلوشون 

اگرم بی محلیت کردن محل نزار فقط و فقط سعی کن شوهرتو نگه داری طرف خودت همین و بس

خودتو درگیر اداهاش نکن. ولش کن بابا. هروقت خیلی ناراحت شدی تو دلت بگو گور بابات.


واقعا درست میگی آدم نباید خودش درگیر اداهای بقیه کنه. مادر شوهر من قبلا الکی میرفت تو قیافه ما هم اوایل خیلی برامون عجیب بود و هی کارایی میکردیم که باهامون خوب بشه و این کار خیلی برامون حس تحقیر به وجود میاورد. ولی بعدش فهمیدیم مدل مادر شوهرم اینه که هر چند وقت یه بار برای همه ی بچه هاش میره تو قیافه و باد! اینجوری شد که من و همسرم مثل خودشون شدیم، دقیقا وقتی میره تو قیافه ما کاملا عادی هستیم انگار متوجه هیچی نیستیم و اصلا برامون مهم نیست اینجوری شد که دیگه از اون سالها برا ما قیافه نمیگیره چون میدونه برامون اهمیت نداره 

همونو بگو اخه آدمن

من فقط منتظرم شوهرم بگه نریم سمت خانوادش با کله میشینم سرجام😁

نترسید روزی خورشید متلاشی شود و همگی ما از سرما بمیریم ، بترسید روزی برسد که زنان بخواهند محبتشان را از مردان دریغ کنند..آن وقت همگی از سرما خواهیم مُرد..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792