چقدر استرس ، چقدر حرف ، چقدر آشوبی ، چقدر حال بد ، خستههههه شدم ، دیگه جونم به لبم رسیده ، هزاران بار میگم خودمو بکشم راحت شم ، آخه چرا اینقدر من محکومم به حال بدی کشیدن ، مگه چیکار کردم تو این دنیا ، سر حرفای بیخود و مسخره حال بدی میکشم ، هزاران تنش و اتفاقات میوفته تو زندگیم ، دیگه توان ندارم ، دوستان از هرشبی که حالم خوبه خدارو اینقدر شکر میکنم که نگو ، چون هر شب با حال بد میخوابم ، دوست دارم رها بشم و فرار کنم ، دوست دارم آرامش مطلق داشته باشم که فکر میکنم آرامش مطلق مرگ باشه
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
نوزده سالمه ، پدر و مادرم فوت شدن. منم عین خیلیای دیگه دلم حامی میخواد ، دلم نمیخواد هرکس از راه رسید بتونه هر حرفی بهم بزنه ، اینقدر مریضی کشیدم ، نمیتونم یه تنه بر بیام از پس زندگی ، مشکل مالی ندارما ، خداروشکر مال خیلی دارم اما هیچی آرامش نمیشه