اونوقتا که بدون ماسک تو خیابون تو بازار های شلوغ میتابیدیم
اون وقتا که عروسی داشتیم تو خونه گرفته بودن و با فک و فامیل تنگ هم نشسته بودیم و حرف میزدیم
واسه وقتایی که از دستمون یه چیزی میوفتاد رو زمین برمیداشتیم با فوت ضد عفونیش میکردیم
واسه وقتایی که از ته قلبم دوستان و عزیزانم رو بغل میکردم.
واسه وقتایی که تو دانشگاه با رفیقان بدون فاصله صندلی هامون رو میداشتیم کنار هم سر کلاس و کلی حرف میزدیم و نامه رد و بدل میکردیم و ریز ریز میخندیم
اونوقتایی که تو جیبامون ضد عفونی نبود
رو صورتامون یه تیکه پارچه نبود
تو چشم هامون استرس نبود
راستی اگر این مریضی اصلا نیومده بود الان چند تا از عزیزانمون زنده بودن کنارمون؟
خدایا چه روزای راحتی داشتیم و قدرشون رو نتونستیم!
خدایا کمک کن بچه هامون هم این چیزای شیرین رو تجربه کنند☹️