ببین از من ب ت ی نصیحت
منم دقیقااااااا شرایط تورو دارم
ی پسر عمو دارم هم سن خودمع کل فامیل میگن اینا از همن و ع این حرفایع چرت پرت
عمومم از همون بچگی میگف این عروس منع
ما چند وقتی در ارتباط نبودیم ولی یکی از فامیلامون فوت کرد برای مراسمش باز دوباره باهاشون رفت و امد داشتیم این وسط من اون میومد پا میشدم میگفتن ازش خجالت و میکشع و اینا
پس همدیگرو میخان
اینقد زیر گوشم خوندن ک یجورایی باورم شد خود طرفم انگار بدش نمیومد خیلی کرم میریخت
ولی ی سری اتفاقات افتادن ک فهمیدم همع این کاراش صرفا جهت مسخرع بازیع و اگع جلو این حرفارو نگریم و خودمو راضی نشون بدم لگد زدم ب ایندع و بختم چون بعدا دیگع همه فک میکنن نامزدیم یا ی همچین چیزی و خاستگار و همع چی میپرع😐
پسر عموی منم ن خودش ن خانوادش ادمایع خیلی رو مخی هستن و یزرع ک عاقلانه تر فک کردم دیدم نمیتونم باهاشون کنار بیام پس بخاطر بچه بازیو ی سری چیزای دیگع زود تصمیم نگیر
سعی کن اصلاااااا بهش فک نکنی اگع تصمیمش جدی باشع بعد ک اقدام کرد فکر کن ولی الان اصلا چون اگع وابستش بشی و اون ازدواج کنع خیلی داغون میشی