سلام من ۱۷ سالمه و یه رفیق دارم که از ۱۴ سالگی با هم دیگه صمیمی شدیم و رفیقیم
و از کلاس هفتم تا یازدهم هم کلاسی بودیم و تنها رفیق من بود منم تنها رفیقش بودم
اما یازدهم که بودیم این رفیق ما با یک دهمی هم سرویسی بود و کم کم بینشون دوستی شکل گرفت و صمیمی شدن من امسال که دوازدهمم از اون مدرسه اومدم بیرون و به مدرسه نمونه دولتی رفتم و دوستم همون مدرسه قبلی موند و ۲ ،۳ بار که با وسیله نقلیه عمومی رفت و امد میکردم رفیقم و با همون دوستش دیدم
و یبار که رفیقم و با دوستش ایستگاه خط واحد دیدم و مسیرمون یکی بود و فک میکردم اونم باهام میاد اما نیومد و وقتی اتوبوس اومد من سوار شدم و اون با دوستش موند و گفت که میخوان با هم برن جایی من اینجا خیلی دلم شکست یعنی اونو به من ترجیح داد
خلاصه مدتیه دلم شکستس اخه من این رفیقم و خیلی دوس دارم
اون میگه هر کدومتون جایگاه خاص خودتون و دارید اما برای من قانع کننده نیست
این رفیقم برای دوستش تولد حتی گرفته بود و خلاصه دارن خیلی صمیمی میشن و همدیگرو میبینن
الان نمیدونم چیکار کنم که انقد بهش فکر نکنم که اذیت نشم اخه باید برای کنکورم بخونم اما فکرم مشغوله که هنش با همن و اونو بیشتر دوس داره و این جور چیزا