از خاطره گوزیدتون تو جمع بگید. یکم بخندیم نصف شبی. 😂😂
وای من که خودم الان که دارم بهش فکر میکنم آب میشم. یه بار واسم خواستگار اومده بود
. رفتیم تو اتاق. من معذب بودم. یهو دیدم دلم بهم میپیچه آخه موقعی که که معذب میشم اینجوری میشم 😑😖. دیدم وای هی داره صدای دلپیچه و غار و غور شکمم میاد و این پسره هم خیلی آروم و متین حرف میزد. منم یهو وسط حرفش بلند و غارررررتی گوزیدم 😂😩.
اینم باتعجب بهم زل زد منم زدم زیر خنده. از خجالت تمام داشتم میخندیدم که اونم زد زیر خنده دوتامون غش کردیم از خنده. وقتی که رفتن خانوادم گفتن به چی میخندیدن صداتون تا اینجا میومد گفتم هیچی همینطوری. ولی دیگه خبری ازشون نشد زنگم نزدن به نظرتون چیه شد که نخواستن 🤔😁