من مادرشوهرم خیلی تو زندگی کمکم میکنه همیشه مراقب ما هست من خیلی حساسم همش فکر میکنم داره دخالت میکنه.تازه سقط کردم همش میاد کارای منو انجام میده و از خونش غذا میاره.من چون از خانوادم دورم و به خانواده شوهرم نزدیکم خیلی ناراحتم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
خوشبحالت ،منم از خونوادام دورم و هیچکسو اینجا ندارم مادر شوهرم خونش رو به روی خونه منه ولی وقتی بارد ...
ای وای ناراحت شدم.من موقع بارداری مادر شوهرم همش زنگ میزد میگفت چی هوس کردی.بعدش هم که فهمیدم باید سقط کنم هوامو داشت چون شوهرم تک فرزنده و اونا فقط گفتن هرچی صلاحه.مراقبم بودن بعد سقط