یک زمانی روابطم با همسرم به هم خورده بود، از دستش خیلی ناراحت بودم، نمی دانستم چه کار کنم. با خودم فکر میکردم وقتی انقدر زود ناراحت می شوم، این بخاطر ضعف در توحیدم هست. یاد حرف دوستم افتادم که وقتی از حج که برگشته بود، می گفت با توجه به اذکار تسبیحات اربعه می توان مشکلات را رفع کرد.
با خودم مرور کردم و گفتم:
*سبحان الله...*
فقط خدا منزه از هر عیب و نقصی است. من چرا فکر می کنم همسرم هیچ عیبی نباید داشته باشد؟ او هم مثل من دارای عیب و نقص است و تنها بی عیب خداست.
*الحمدلله...*
به یاد خوبی هایش افتادم. اگر چند عیب دارد، در عوض خوبیهای زیادی هم دارد. به یاد داستانهایی می افتم که مرد خانواده مشکلات زیاد و غیر قابل تحملی داشته. با خود گفتم الحمدلله که مومن و هیأتی است، الحمدلله که سالم هست، الحمدلله که...
*لااله الا الله....*
یاد "من چرا بکنم؟" های خودم افتادم. چقدر گذشت برایم سخت بود. میگفتم "من چرا کوتاه بیام؟ من چرا همش گذشت کنم؟"
من! من! اصلا هرچی میکشم از دست این من هست. خدایا تو چی از این بنده ات میخواهی؟
تو حتما آشتی و لبخند را به قهر و کینه ترجیح میدهی. حالا چه فرقی دارد که کی کوتاه می آید و البته چه بهتر که این افتخار نصیب من باشد.
*الله اکبر...*
من اصلا در همسر به دنبال چی هستم؟ آرامش؟ تکیه گاه؟ تامین خوراک و پوشاک؟ تامین نشدن همین ها هم عامل ناراحتی مان می شد ولی اینها را که خدا تضمین کرده...
پس من اشتباه رفتم...
من اشتباه دیدم...
خدایا من اشتباه کردم. در همه اتفاقات و پدیده ها باید به دنبال تو می بودم. از بقیه چه انتظار پوچی داشتم...
الله اکبر...
دیگر می خواهم سعی کنم هر روز با اذکار تسبیحات اربعه زندگی کنم و اینطوری دورت بگردم خدای عزیز من!
چقدر دلم می خواهد بروم چایی دم کنم و با یک شیرینی برای همسرم ببرم☕️🍪.