یه چیزش خیلی برام شقنگ بود هنوز ازدواج نکرده بودیم با یه خیلی گل نرگس و یه عطر اومد جلوی خوابگاهم معذرت خواهی بعد گفت ببخشید من نمیدونم چه کاری درسته گه کاری غلط ولی ببخشم
یبارم با همسایمون دعواش شده بود من جلوشو گرفته بودن توی دعوا بازوهام کبود شده بود گفت ببخشید نمیخواستم بهت آسیب برسونم ♥️♥️♥️