2777
2789
عنوان

تا حالا شده مچتون رو بیرون خونه با دوست پسرتون بگیرن

| مشاهده متن کامل بحث + 2357 بازدید | 98 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من باهاش رفتم مسافرت تو جاده بودیم مامانم هی میگفت کجایی کجایی چرا گوشیت خاموش بوده چون تو راه انتنا ...


خوش بحالتون چه جراتی داشتی ولی. 

من که هیچوقت جرات نکردم ولی دوستم با دوس پسرش رفت شمال هیچی دیگه گلاب به روتون دختر رفت زن برگشت

چی شد مگه

سوتفاهم پیش اومد

خونه خودمون بودیم پسر عمومم اومده بود (من عاشق پسرعموم بودم) حوصلم سر رفته بود اومدم باهاش شوخی کنم دفتر خاطراتشو برداشتم فرار کردم اونم افتاد دنبالم از پشت روسریمو کشید خودم که هول شدم چرخیدم سمتش و خوردم زمین اونم افتاد روم روسریمم تو دستش بود بابامم همون لحظه در سالن و باز کرد  

بهترین دیالوگی که توی عمرم شنیدم:امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم که بدترین آفت دین است. تزویر با لباس دیانت و تقوی به میدان می آید. تزویر سکه ای است دورو، که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است. عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش. و چه خون دلها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان و به ظاهر متدین...💔
وای یا خدا واقعا؟؟؟


آره ما هم یه گروه چهارتایی بودیم فقط بیرون و اینا ولی مسافرت هیچوقت . دوستم هرچی گفت بیا بریم شمال من یه ترسی داشتم گفتم نمیام

اونا دوتایی رفتن پسره زد ناکارش کرد. سه سال هم بود که دوس بودن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز