الان توتاپیک کناری گفتم اینجام میگم
باپدرومادروشوهرم رفته بودیم بازارمیوه وتره بار
مادرم توی راه ازشوهرم پرسیدمیوه های ماراآوردین؟
شوهرم باتکراروجدیت می گفت بله مادرجون خیارهاراگذاشتم جلویتون وبقیه راهم گذاشتم پشت
الان خیارهاجلوتونه خیارهای خودتون جلوتونه خیارهای ماپشته
دیگه کلی خندیدم اصلاهم متوجه نبودوتکرارمی کرد😁😁😆😆