تاحالا کسی اینجا تجربه خروج روح از بدنشو داشته منظورم مرگ نیستا دور از جونتونننن😐😘😘😘😘
مثلا برون فکنی یا طی حادثه ای براش پیش اومده باشه
تعریف کنین براممم😁😁
خیلی کنجکاوممم من اصلا ذهنم خیلی درگیر این موضوعاته دوس دارم بیشتر بدونم🤗🤗
کد خدایی که گمان کرده خدای ده ماست،کدخدا نیست خدا نیست بلای ده ماست. حرفی برای گفتن ندارم، من هم اضافه میکنم نانی برای خوردن،روحی برای زندگی،وطنی برای ماندن، اشکی برای ریختن.
این اتفاق مال سی ساله پیشه زمانی که مادرم منو باردار بوده ولی دنیای مارو عوض کرد چون بعد از اون بابا ...
👍👍💔اره این تجربه خیلی ترسناک و در عین حال ارزشمندیه چونن خدا حتمن بهشون میخاست یه چیزایی از اون دنیا نشون بده میتونم تصور کنم چقد حس خوب و ترسناکیههه الان چی حال روحیشون خوبه؟
کد خدایی که گمان کرده خدای ده ماست،کدخدا نیست خدا نیست بلای ده ماست. حرفی برای گفتن ندارم، من هم اضافه میکنم نانی برای خوردن،روحی برای زندگی،وطنی برای ماندن، اشکی برای ریختن.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
👍👍💔اره این تجربه خیلی ترسناک و در عین حال ارزشمندیه چونن خدا حتمن بهشون میخاست یه چیزایی از اون د ...
راستش خیلی واسه ما سخت بود یه بیماری شدید کارهای عجیب و غریب و گریه هر روز ما با کلی دارو و آمپول اعصاب و روان زندگی رو سر کرد منو داداشام روز خوش ندیدیم الانم بعد سی سال دارو می خوره خودمم افسردگی گرفتم
هر موقع بیمار می شد می رفت قرآن می خوند و میون همه حرفای عجیبی که میزد می گفت من خدارو دیدم خدا نوره ...
اره دنیای ما مادی هست ولی دنیای برزخی خیلی فرق داره و حتمن پدرتون آمادگیش نداشته و خیلی ترسیدن میشه بگین دیگه چی دیدن ؟
کد خدایی که گمان کرده خدای ده ماست،کدخدا نیست خدا نیست بلای ده ماست. حرفی برای گفتن ندارم، من هم اضافه میکنم نانی برای خوردن،روحی برای زندگی،وطنی برای ماندن، اشکی برای ریختن.
اخراش به هزار زور و بلا وقتی که فکر میکنم کلی جیغ و تقلا کردم اما در حالی که برگهامم تکون نخور ...
وای دقیقن دیروز شدممم خواهری هم پیشم بود اما منو ندید از ترس چشام بسته بودممم ولی صدای قابلمه و قاشق و اینا میشنیدم بعد با ترس فراوان بیدار شدم دیدم مامانم داره سفره میندازه صداها واقعی بودههههه پشمامممم ریختتت چی میخاددد این 😢😢😭😭😭
کد خدایی که گمان کرده خدای ده ماست،کدخدا نیست خدا نیست بلای ده ماست. حرفی برای گفتن ندارم، من هم اضافه میکنم نانی برای خوردن،روحی برای زندگی،وطنی برای ماندن، اشکی برای ریختن.
کد خدایی که گمان کرده خدای ده ماست،کدخدا نیست خدا نیست بلای ده ماست. حرفی برای گفتن ندارم، من هم اضافه میکنم نانی برای خوردن،روحی برای زندگی،وطنی برای ماندن، اشکی برای ریختن.
من یبار 4 سالم بود رو زمین خوابیده بودم وسط هال یهو شب چشامو وا کردم دیدم یه چهارم متر با سقف فاصله ...
😐😐😐وییی ترسناک نبود براتوننن
البته چون فک کنم بچه بودین ارتباط قوی تری میتونستین باخدا داشته باشینن💓
کد خدایی که گمان کرده خدای ده ماست،کدخدا نیست خدا نیست بلای ده ماست. حرفی برای گفتن ندارم، من هم اضافه میکنم نانی برای خوردن،روحی برای زندگی،وطنی برای ماندن، اشکی برای ریختن.