2821
2789
عنوان

خاک ت سر پسرا...😑😐

1237 بازدید | 111 پست

هشت ماه تموم فقط داشت خودشو ب در و دیوار میزد مخمو بزنه مثلا

دیشب بهش گفتم دوسش دارم

کلا رفت😐

اون موقع هایی که بهش محل نمیدادم مث چی فقط التماس میکرد...

نه ب الانش نه ب این موقعش😐


چرا انقد پسرا کمبود دارن...

بهشون برینی میمیرن برات

و برعکس...

زنده موند  !  غمِ بعدی...

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

پس نتیجه میگیرم ک فقط باید برینیم

  اقا با من دعوا نکنین روحیم حساسه میزنم دهن مهنتونو آسفالت میکنم…    گفت:بمــان•گفتم:برای ماندنم دلیلی بیاور،،،،،،،،گفت:برنج خیسوندم                                    یه نگاه به خودت یه نگاه ب طرز فکرت بنداز..                                                  این دلیل اینجا وایستادنت❗️❗️❗️    

😐😂😂😂

منتظر معجزه خدام.. :) بازمیشه این در ...صبح میشه این شب ... صبر داشته باش ... :)کسایی که توی تاپیکشون یا امضاشون درخواست صلوات دارن من براشون صلوات میفرستم اما حال ندارم اعلام کنم تا اینجا اومدی یه صلوات مهمونم کن به عشقم برسم:) از این کاربری دونفر استفاده میکنه خانم مارپل بازی در نیارین بگین تاپیک ها فرق داره 

اره مردا کلن اینن 

محلش نده دیگ

یه صلوات میفرستی برام🙏🙏...... من خدایی دارم مثل گلبرگ شقایق زیباست ... درد هرچقدر بزرگ باشه خدا بزرگتره .... خدا وقتی تورا می آفرید حواسش به آرزو های من بود تو شدی همان آرزوی من 😍😍😍ایشالا برسه اونروزی که نی نی دار بشم 😍😍😍.         روز تعطیله و مشغول تمیز کردن خونه هستم. تصمیم میگیرم سر و سامونی به کمد لباسام بدم. در کمد رو که باز میکنم چشمم میوفته به لباسهای مهمونیم. یه دفعه یادم میوفته که کم مونده یه سال بشه که هیچکدومشون رو نپوشیدم. کفشها و کیفهایی که از بیشترشون مدتهاست هیچ استفاده ای نکردم. کابینتها رو که میخوام تمیز کنم  چشمم به ظرف و ظروفی میفته که یه ساله هیچ غذایی دلشون رو گرم نکرده.مبلهایی که یه ساله رومبلیشون کنار نرفته تا پذیرای حضور گرم عزیزی بشن. باورم نمیشه که مدتهاست مثل خیلی ها هیچ مهمونی نداشتیم و هیچ جایی مهمونی نرفتیم. یه ترسی دلمو چنگ میزنه.نکنه عادت کنیم؟؟؟عادت کنیم به خلوت خونه هامون، به تنهاییمون، به سکونمون و به سکوت. از عادت میترسم، همون که  اوریانا فالاچی میگه بی رحمترین سَمّیه که میتونه اسیرت کنه، که به هر شرایطی سر خم کنی. نکنه عادت کنیم به بی خبری از هم. به بی عشق ماندن، به بی دوست ماندن..  با خودم فکر میکنم شاید مرگ بدترین پیامد پاندمی کرونا نباشه، شاید اگر کرونا کمی بیشتر طول بکشه تو دنیای پساکرونا بیماری تنهایی و مردم گریزی چنان تو سلولهامون رخنه کنه که با هیچ واکسنی ایمنی پیدا نکنیم.از ته دل دعا میکنم قبل از یخ زدن دلامون، از این ویروس ویرانگر نجات پیدا کنیم که زندگی بی دوست داشتن، بی رفت و آمد، بی دید و بازدید، بی حضور انسانها، بی امید دیدار به هیچ نمی ارزه.به قول شاملو  "سالیان بسیار نمی‌بایستدریافتن راکه هر ویرانه، نشان از غیاب انسانی ست،که حضورِ انسانآبادانی‌ست".
پس نتیجه میگیرم ک فقط باید برینیم

چه قدر دلم آش خواااااست 😖 پر از کشششششک 😋😋


به الف به الف ، الف الله / الف اَلَّه يا هو / هُوَ حَى هُوَ حق هُوَ مولا / هُوَ مولانا هو / يا من لَيسَ اِلّا هو / اَللّهو اَللّهو ...
2825
2823
2791
2779
2792