2789

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده 

ام زان می که در پیمانه ها اندرنگنجد خورده ام

مستم ز خمر من لدن رو محتسب را غمز کن مر محتسب را و تو را هم چاشنی آوردهام

معنیش رو نتونستم پیدا کنم حالا اگر کسی محتوای کلیش رو حداقل بهم بگه ممنون میشم مخصوصا ابیات پایانی


یعنی خعلی عاشقه (: ک ب کسی کاریرنداره ک چ میگن

گیرم که خلق را به طریقی فریفتی با دست انتقام طبیعت چه میکنی ؟؟! ■■■۲۵/بهمن /۱۴۰۳ ■■■ولنتاین ■■■ ۱۸/بهمن /۱۴۰۴ پایان ●●● و تو اما اخرین اعتماد من از دوست داشتن یک آدم بودی....

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



مطمعنی درست نوشتیش اینو ملک شعرا بهارم نمیتونه معنی کنه با این وضع

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام

زان می که در پیمانه ها اندر نگنجد خورده ام

مستم ز خمر من لدن رو محتسب را غمز کن

مر محتسب را و تو را هم چاشنی آورده ام

شاید کلماتش توی اولی بهم چسبیده بود ولی درست نوشتم

ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام زان می که در پیمانه ها اندر نگنجد خورده ام مستم ز خمر من ...

منظور اینکه بخاطر عشق حالا یا زمینی یا اسمانی حدو حدود و کنار زدم و حد عادی عشق و خواستن فراتر رفتم 

و  اونایی ک ب این رفتارش معترض هستند رو هم حاضره در شیرینی این وصال شریک کنه 

استنباط شخصی من ک ۷۰درصدم درسته

یادش در قلبم ،همچون اذان در کلیسا دورتر از دور
منظور اینکه بخاطر عشق حالا یا زمینی یا اسمانی حدو حدود و کنار زدم و حد عادی عشق و خواستن فراتر رفتم& ...

عه خیلی ممنونم🌹🌹🌹🌹

خیلی ببخشید میشه استنباطتون از این قسمت شعر رو هم بگید

اونجایی که میگه

در جام می آویختم اندیشه را خون ریختم

 با یار خود آمیختم زیرا درون پرده ام

آویختم اندیشه را کاندیشه هشیاری کند 

ز اندیشه بیزاری کنم ز اندیشه ها پژمرده ام

عه خیلی ممنونم🌹🌹🌹🌹 خیلی ببخشید میشه استنباطتون از این قسمت شعر رو هم بگید اونجایی که میگه در ...

یعنی تفکر و عقل و برای لحظه ای کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم با شور و مستی در کنار معشوق خودم باشم 

فکر و خیال را کنار گزاشتم چون فکر کردن و اندیشیدن عقل مرا ازین کار منصرف میکند از فکر کردن و خیال ها بیزار شدم چون همین فکر و خیال ها باعث پژمردگی و فرسودگی من شده است

یادش در قلبم ،همچون اذان در کلیسا دورتر از دور
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بارداری

elvinshah | -35 ثانیه پیش

سلام

کپه_نمک | 23 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز