ما بخاطر شغل همسرم یه شهر دور از خانواده ها زندگی میکنیم ولی هر ماه چند روز میریم به خانواده ها سر میزنیم، شوهرم خیلی به خانوادش وابسته هست وقتی میریم انتظار داره بیشتر خونه مامانش اینا باشیم (تو خونشون مامان و بابا و سه تا خواهرش هستن) من چون تو یه خانواده کم جمعیت بزرگ شدم اونجا اصلا احساس آرامش و راحتی ندارم، از طرفی بار آخر که اونجا بودیم شوهرم سر یه مسئله بیخود جلو خانوادش باهام دعوا کرد و سرم داد زد که برا من خیلی سنگین بود رفتارش مدام به کارش فکر میکنم و غصه میخورم
حالا من باردارم و دکتر گفته سه ماه اول نباید مسافرت برم منم همینو کردم بهونه که نریم شهرمون، ولی یک هفته دیگه سه ماهم تموم میشه و شوهرم میگه میخوام مرخصی بگیرم بیست روز بریم اونجا بمونیم