2777
2789
عنوان

این چ بلایی بود پدرم سرم اورد؟؟

1545 بازدید | 57 پست


چقدر خون ب جیگرمون کرد چقد خجالت کشیدم دیگه ترکیدم .میگم ک خالی شم حتی نمیتونم ب کسی بگم ب کی بگم ب خواهر کوچیکم ک درس داره. ب خاله هام؟چجور بگم ?خجالت میکشم بگم بابام اینطوره!  چشم دیدن هیچکسو نداره همش اخم و تخم میکنه سالی یبار برامون لباس میگرف عید اونم چجوری؟یروز میبرد منو خاهرم لباس بگیریم هر دفعه موقع برگشت از خرید تا خونه دعوا و غرغر اگه اون یروز همه چی نمیگرفتیم دگه مارو نمیبرد مامانم بیچاره باید فرداش با اتوبوس بزور مارو میبرد تا دوروز بابام دعوا میکرد ک چرا اینو خریدی اون چقد گرونه

خدا نکنه خاله هام بخوان بیان خونمون شام

بخدا سالی یبار اونم عید اخلاق بابامو میدونن در سال یبارهم نمیان

عید ی شب میان زیادم نیستن دوتا خاله ی دایی ی هفته قبلش اخماش توهمه و همش دعوا ک چرا میخوان بیان

همیشه عشق باشد همیشه برکت💓تا اوج با پرواز 650

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

وقتی میان با هچکس حرف نمیزنه بزور دو سه کلمه میگه اگه مامانم عیدی بده ب دوتا خواهرزادش اونم نفری ده تومن انقد غر میزنه ک نگو

 همش میگه اینو درست کنی؟ما پول نداریم نمیفهمی  حالا یبار مامانم عمه هامو دعوت کرد قرمه سبزی و زرشک پلو با مرغ بابام رف پنجاه قزل الا بزرگ خرید گف همه رو سرخ کن رفت کلی نوشابه دوغ خرید همشم ب مامانم میگف غذا کمه

همیشه عشق باشد همیشه برکت💓تا اوج با پرواز 650

عزيزم ناراحت نباش دركت ميكنم 

مثل باباي منه

من شوهر كردم بچم دارم از الان مو ب تنم سيخ شده تولد پسرمو كوفتمون نكنه ابروريزي نكنه ي كاري نكنه مامانم و خواهرم نتونن بيان و.......

من نظرمو ميگم لطفا اگه مخالف هستيد ريپلاي نكنيد قرار نيست همه مثل هم فكر كنن

عزیزم حق داری واقعا

ولی کاری نمیشه کرد مگر خودتون شغل داشته باشید و خرج کنید

و پدرتون عوض نمیشه بیخودی حرص نخور عزیز

چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت                                                 که از دوری برآید از دلم آهی ،بسوزد هفت دریا را

وقتی دختر خاله دوسالم میاد اینجا همش میگه چرا اینجاست خونه ندارن مگه

یادمه شیش سالم بود ختنه سوران پسر خالم ب مامانم پول نداد لباس بخره مامانم رفت ی تیشرت سفید ک استیناش سوسنی بود خرید برام چقدر گریه کردم رفتیم جشن دیدم دوتا دختر تنشون لباس عروسه غصه پر شد تو دلم انقد خجالت کشیدم رفتم طبقه پایین زیر میز ناهارخوری خالم قایم شدم تا ۱۲شب گریه کردم

همیشه عشق باشد همیشه برکت💓تا اوج با پرواز 650
وقتی میان با هچکس حرف نمیزنه بزور دو سه کلمه میگه اگه مامانم عیدی بده ب دوتا خواهرزادش اونم نفری ده ...

تا بوده همین بوده...مردا از خانواده همسرشون بدشون میاد.از همون اول همین آش و همین کاسه بوده...مردی هم ک بدش نیاد از خانواده زنش سرش یه جایی گرمه...خسیس بودن هم تو اکثر مردا هست..

مامان یه خاطره از جوونیات واسم تعریف میکنی؟👧👧کل جوونیامو زل زدم به گوشی👩‍🦳👩‍🦱👩‍🦳👵
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792