اوکی
بهترینش وقتی که حدود 8 سالم بود و بابام با داداشام مردونه رفته بودن مشهد و منو پیش مامانم گذاشتنو نبردن داداش سومیم که خیلی دوسش دارم برام یه بچه خرگوش خریده بود و به سختی تو قطار قایمش کرده بود و برام آورد تا دلمو به دست بیاره عالی بود از خوشحالی جیغ می کشیدم
بعد ها با همون داداشم تو دانشگاه هم کلاسی شدیم