2821
2789
عنوان

اختلاف منو مادرم

180 بازدید | 12 پست

دو هفته میشه اومدم شهرستان خونه بابام بعد از ۶ ماه قرنطینه ، مامانم یکم کار می کنه زود خسته و بی حال میشه می خوام بهش کمک کنم اصلا کمک منو قبول نداره دلم خیلی گرفته اصلا به من اعتماد نمی کنه می دونم برگردم خونمون دیگه به این زودیا نمی تونم بیام اینجا . می خوام بیشتر بمونم اما نمی ذاره کمکش کنم خودش هم انقدر خسته می کنه از حال میره خیلی حساسه کار کسی رو قبول نداره همش به کارای من ایراد می گیره. خیلی دلم گرفته 

کار نکن شما هم دیگه چاره ای نیست 

سعی میکنم از وسایل یک بار مصرف استفاده نکنم ،خصوصا سفره ی یک بار مصرف که اصلا ضروری نیست .همیشه لیوان همراهم دارم .تا بتونم اب معدنی نمیخرم .فروشگاه که میرم کیسه همراهم دارم وپلاستیک نمیگیرم.تابتونم زباله تولید نمیکنم.زباله های خشک وتر رو جدا میکنم وزباله های خشک رو تحویل کانکسای شهرداری میدم .شاید بگید برای چی اینهمه به خودت سختی میدی وقتی هیچ کس رعایت نمیکنه ؟ خودمم گاهی به این فکر کردم گاهی به سختی میفتم ،راحتیم کمترمیشه اما دیگه عادت کردمو ی حس خوب از این رعایت کردنام گرفتم  .همه ی این کارارو میکنم برای برادرزاده هام که وقتی بزرگ شدن اندکی از این طبیعت براشون باقی بمونه .برای بچه های خودم .برای بچه های شما که عاشقشون هستید.میخوام وقتی بزرگ شدن بگم من سهم خودمو انجام دادم وکوتاهی نکردم .

اون اینجوری راحت تره توورو هم ک قطعا دوست داره بمون ی طور دیگه کمک کن

آقا یه فال میخری♣/خانم تورو خدا/خواهش میکنم🌹/فقط یه فال😢/دخترک فال فروش شهر منم👧💕/برایتان فال گرفتم😍/مژده هی دل که مسیحا نفسی می آید😊/که زانفاس خوشش بوی کسی می آید👞

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

اینطوری که شما میگی خوب خیلی خسته میشه

آخه کارت رو قبول نداره چاره ای نیست 

یا بهش بگو چجوری میخوای به من یاد بده من مثل شما کار کنم 

اصلا وقتی نمیشه ی چیزی رو تغییر داد حرص نخور عزیزم 


سعی میکنم از وسایل یک بار مصرف استفاده نکنم ،خصوصا سفره ی یک بار مصرف که اصلا ضروری نیست .همیشه لیوان همراهم دارم .تا بتونم اب معدنی نمیخرم .فروشگاه که میرم کیسه همراهم دارم وپلاستیک نمیگیرم.تابتونم زباله تولید نمیکنم.زباله های خشک وتر رو جدا میکنم وزباله های خشک رو تحویل کانکسای شهرداری میدم .شاید بگید برای چی اینهمه به خودت سختی میدی وقتی هیچ کس رعایت نمیکنه ؟ خودمم گاهی به این فکر کردم گاهی به سختی میفتم ،راحتیم کمترمیشه اما دیگه عادت کردمو ی حس خوب از این رعایت کردنام گرفتم  .همه ی این کارارو میکنم برای برادرزاده هام که وقتی بزرگ شدن اندکی از این طبیعت براشون باقی بمونه .برای بچه های خودم .برای بچه های شما که عاشقشون هستید.میخوام وقتی بزرگ شدن بگم من سهم خودمو انجام دادم وکوتاهی نکردم .
چقدر بد براش توصیح بده خب بگو مامان جان اینحوری ما راحت نیستیم منم دلم میخواد بیشتر بمونم اینجوری کن ...

خیلی بهش میگم اصلا گوش نمیده الان که دارم می نویسم اشک تو چشامه . خونه خودم تهرانه اونجا غریبم و کسی ندارم بهش سر بزنم و دلم واشه . 

بزار راحت باشه خب ،براش ویتامین بگیر یا آمپول نورووین بگیر بزنن تقویت بشن ،وسواس دارن؟

دکتر ویتامین داده بهش. وسواس نداره خیلی سختگیره روش کس دیگه رو قبول نداره هر کاری می کنم ایراد می گیره، می گم مادر جان منم ۱۲ ساله یه زندگی رو اداره می کنم خوب به منم اعتماد کن می گه نه، هفته پیش کلی سبزی خریده بود و بدون اینکه بگه برا چی میخواد گذاشت و رفت بیرون کار داشت منم دیدم سبزیا دارن پلاسیده میشن پاکشون کردم و به روش خودم خوردشون کردم و شستم که اومد انقدر سرم غر زد و باهام دعوا کرد که چرا اینجوری پاک کردی و ... به خدا انقدر سبزیا خستم کرده بودن که نگو اما اصلا اهمیت نمی داد فقط حرف خودش بود 

2825
2823
2791
2779
2792