2777
2789
عنوان

تمام امیدم ناامید شد😢😢😢

559 بازدید | 22 پست

سر زایمان اولم خیللللی اذیت شدم و دو روز کامل دردکشیدم بعدش هم هموروئید گرفتم و دیگه خوب نشدم از همون موقع قسم خوردم بچه بعدیم سزارین کنم تحت هرشرایطی باشه...حالا دکترم میگه بخاطر فیبروم بزرگی که دارم ریسکش بالاست سزارین و ممکنه دچار خونریزی شدید بشی و مجبورشیم رحمتو دربیاریم😭یعنی تا دکترم اینطور جوابم کرد همونجا زدم زیرگریه و فشارم رفت بالا😭😭حالا چیکارکنم؟دکترم قول داد زایمان خیلی راحتی داشته باشم و خصوصی بیاد بالاسرم ولی امیدی ندارم بهش که فکرمیکنم جراتشو ندارم باز برم‌واسه طبیعی😢

دلسوز زنی هستم که حتی زنانه ترین احکامش را هم مردان می نویسند

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

شنیدم دومی خیلی راحتتره

اره میگن ولی واقعا فوبیای زایمان گرفتم برام مثل کابوسه باز برم واسه طبیعی🤦‍♀️

دلسوز زنی هستم که حتی زنانه ترین احکامش را هم مردان می نویسند

هیچی نمیشه نگران نباش استرس رو بریز دور تا حالا میلیونها بار علم و فرضیه های علمی در برابر اتفاق افتادن معجزه ها کم آوردن این چیزا که برا خدا کار نداره بهش توکل کن. من مشابه همین ماجرا رو از خانمی شنیدم و بسلامتی بچش دنیا اومد

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه
اکثرا زایمان دوم راحت تره امیدت به خدا باشه ان شاءالله زایمان راحتی داشته باشی

ممنونم تو رو خدا برام دعاکنید🙏🏻

دلسوز زنی هستم که حتی زنانه ترین احکامش را هم مردان می نویسند
😢🤦‍♀️

نترس ان شاالله به خوبی و اسونی زایمان میکنی 

فقط زیاد راه برو زیاد

بچه اولت چند سالشه؟؟

😍خدا روزی رسان شکست ناپذیر من است و هم اکنون مبالغ هنگفت پول در پناه لطف الهی و به شیوه هایی عالی به من میرسد😍😍😍😍😍😍😍  گاهی هیچکسی رو نداشته باشی بهتره !!!  باور کن بعضیا تنهاترت میکنن 🌹🌹🌹    
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ایمپلنت

daughterofmoon | 47 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  17 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  17 ساعت پیش