برادرم 2 سال عقد بودن الان 4 ماهه با یه مهمونی خانوادگی با توافق رفتن حونه خودشون . برادرم کارمنده بانکه . غیر از اونم بیرونم کار میکنه .
خانومش ظاهر خیلی زیبایی داره و هیکلش و تیپش واقعا خوبه . خیلی هم مودبه . برادرم معیاراش ظاهر بود همیشه خانومشم باب دلش بود یعنی خودش انتخاب کرده .
الان خانومش به من چند روزه پیام میده که داداشت بهم خیانت کرده و با یکی حرف میزنه . میدونه من اگر بخوام با برادرم برخورد کنم دهن براش نمیزارم . چون از من کوچیکتره .
اینم در توضیحات بگم برادرم ظاهرش خیلی خوبه . کاملا سالمه یعنی حتی قلیونم نمیکشه . خیلی اهل کاره . اما فکر میکنم خیلی ساده و نادونه .
چند باز توی عقد با خانومش دعواش شد البته اصلا اهل گفتن حرفاش به کسی نیست اما خانومش میومد خونه مامانم داد و بیداد راه مینداخت . مامان شدیدا عروس دوست و پسر دوسته . ما خواهرا هم حق دخالت به خودمون نمیدادیم . اما خب دوست نداشتیم زندگیشون خراب میشه هممون متفق القول میگفتیم برید مشاوره چون بی طرف و متخصصه اما نرفتن .
برادرم یه بار تصمیم گرفت جدا بشه به خواهر بزرگترم در جواب گغته بود زنم خیلی گیر میده بهم . میگه چرا حمومت طولانیه چیکار میکنی . چرا غذا رژیمی میخوری .( داداشم مربیه بدنسازی هم هست ) چرا اصلا میری باشگاه . چرا میگی دوست دارم برم کوه و تفریح . چرا رفت آمد میکنی .
میدونید بچه ها خانومش فوق العاده احساسی و ساکته . اما برادرم من نه .
برادرم هزار بار به خانومش گفته بیا باهم بریم کوه اما اون گفته نمیام تو هم حق نداری بری . حتما میخای با کسی بری دیگه کوه جای آدمهای متاهل نیست . یه بارم بزور با هم رفتن تو هم کوه پایه خانومش دادو بیداد کرده قهرکرده که چرا میخوای تا بالا بری بیا برگردیم . بقیه اش پست بعدی .........