2777
2789
عنوان

خاطره روز قبل زایمان

| مشاهده متن کامل بحث + 1887 بازدید | 52 پست

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

سر دومی هم شب قبلش خونه مامانم بودیم صبح رفتیم بیمارستان به کمرم آمپول زد عملم کرد.متخصص بیهوشی آشنا بود بچه رو که تازه دنیا اومده بود هنوز نشسته بودنش برده بود به شوهرمو مامانم نشون داده بود خواسته بودن عکس بگیره نزاشته بود گفته بود بزار بشوریم بعد.یکم بعد بچه رو شسته بودن برده بودن اتاق نوزادا که خشکش کنن شوهرم رفته بود دیده بود بچه نیست به پرستار گفته بود بچم نیست دزدیدنش😂😂اونم رفته بود آورده بود گفته بود بیا اینم بچت بچه ی تورو میخوان چیکار بدزدن

خدا جون مواظب عشقام باش(شوهرم  پسرام  خونوادم)
دقیق نگفته یکشنبه میگه  دلم بی هوشی میخاد ولی میگن دردش بیشتره

دست خودتون نیست که انتخاب کنید نسبت به وضعیت مادر خودشون تشخیص میدن بیهوش یا بیحس

خدا جون مواظب عشقام باش(شوهرم  پسرام  خونوادم)
سلام عزیزم انشالله که نی نی تو زود زود بغل کنی که بهترین حس دنیاس  راستش زایمان منم سزارین بود ...

سلام عزیزم میشه خاطره قشنگتو تو کانالم ثبت کنم؟

خدایا میدونم که میبینی......سپردم دست خودت❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز