واسمون یه همسایه جدید اومده ، روز اول که خانومشو دیدم بچه کوچیکش بغلش بود میگفت شوهرم تا همین چند وقت پبش با منو بچم حرف نمیزد ، چون ازم خاسته بود سقطش کنم
طفلی نه ماهشه پسره ، دوتا بچه ۴ و۶ ساله دیگه هم دارن تا اینکه سه روز پیش
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
خانومه یهو جیغ و داد با لباس خونه زد شیشه های درو شکوند بعد فرار کرد ، بچه هاش هم گریه گریه دنبالش که باباهه بچه کوچیکش رو سپرد بما رفت اونیکیا رو پیدا کرد، الان سه روزه آقاهه تک و تنها داره ازشون نگهداری میکنه ، کوچیکه یکسره بغلشه ، این خانم که بزور بچشو نگه داشته چرا پس ولش کرده حداقل شیرخوارش رو میبرد😢
نه شوهرع فقط نگاه میکرد، بعد که زنه رفت مرده میگفت زنم وسواسه روزی سه بار بچها رو حموم میبره میسابه جون تو تنشون نموندع ، وقتی آقاهه جلوشو گرفته زنه عصبانی شده