2821
2789
عنوان

ی چیز عجیب ذهنم و بدجور درگیر کرده

148 بازدید | 8 پست

چن وقت پیش رفته بودم ارایشگاه بعد خانم ارایشگره رو میشناسم یعنی تقریبا مشتریش هستم  مطلقس طلاق گرفته ی دختر ۶ساله داره من فکر میکردم خانم خوب و مذهبی باشه اما اون روزی ک اونجا بودم ی خانم از خودش سن بالاتر ولی خوشکل بود وچادری تا اومد پرید بغلش وبوس کرد گفت قربونت برم ی روز ندیدمت داشتم میمیردم حالا تا اینجاش عجیب نبود بعدش دیدم گفت رفتم بود سر خاک بابام از اونجا با پسر خواهرشوهرم اومدم تا اینجا ناراحت نشدی ک باهاش سوار شدم اخه مجرده من وبگی دهنم باز موند نمیدوستم چی بگم اومد نشست تو ارایشگاه هی صداش‌میکرد عشقم‌ترو خدا امشب شوهرم شبکار بیا خونمون بخواب خودم تنهام دخترتم بذار خونه‌مامانت اصلا من حالم بد صد از حرفاشون زود بلند شدم اومدم خانمه هم انقدر لوس بود ک نگو

سلام دخترا، من چند ساله از سامان‌لعیا خرید می‌کنم و همیشه هم از کیفیت و تنوع کارهاش راضی بودم. چون اینستا نیست، الان کانالشون رو توی بله فعال کردن و بیشتر مدل‌هاشون رو اونجا می‌ذارن با تخفیف و شرایط اقساطی.

گفتم اگه کسی دنبالشون می‌گرده، از اینجا می‌تونه پیداشون کنه

   چه ذهن خلاقی دارین 

یه معلم دینی تو دبیرستان داشتیم ، میگفت اگه یه مرد تو خیابون صداتون کرد ، نگین بله ! بگین  هان .  شاید همون لحظه داشته صیغه میخونده!                                                        اون اولین درس زندگیم بود ..😂🤭
2825
2823
2791
2779
2792