کاربر قدیمی ام rozbeh97 یه عروسم که 9 ساله دارم با مادر شوهرم زندگی میکنم تو یه ساختمان طبقه بالاسرش... ای کاش از خدا میترسید ای کاش هیچ وقت به خاطر زخم زبون هایی که بهم زند بخاطر تشنج هایی که کردم به خاطر اشک هایی که به خاطر حرفاش ریختم نمی بخشمش وحلالش نمی کنم حتی بعد از مرگش هیچ وقت نه بهش بدی کردم نه بی احترامی کردم اگه چاره داشتم هزار باره از این خونه رفته بودم دوستان عزیزم دیگه خسته شدم تو این روزها خیلی دارم به خودکشی فکر میکنم خیلی.....