تا کی باید عذابم بدی ؟ اگه گناهی کردم که اینقدر باید به خاطرش عذاب بکشم بهم یه نشونه بده که دیگه اینقدر مثل آتیش نسوزم .
خسته ام خدایا ده سال بس نیس برای رنج کشیدن من؟
دیگه از خودم خجالت نمیکشم. خجالت نمیکشم وقتی خبر بارداری اطرافیانم اذیتم میکنه قبلا از این حس تو عذاب بودم و میگفتم خجالت بکش تو نباید از خوشحالی اونا تو دلت غصه بخوری . الان ولی به خودم حق میدم دل من گریه کن بسه اینقد جلوت و گرفتم ...
چقدر بخندم و بگم عالی ام چقدر بگم خاست خداس قسمته خدایا گفتی توکل کن گفتی صبر کن گفتی زود نخواه . هر بار نشد گفتم حکمت توعه تو خاستی راضی ام هر بار شکستم همه گفتن کفر نگو صبر داشته باش من دیگه صبر ندارم دیگه منتظر نیستم دیگه هیچی نمیتونه خوشحالم کنه .
همه دوستام همه اطزافیانم همه بعد من یک دو یا چنتا بچه دارن فقط لیاقت مادری رو تو من نمیبینی؟ فقط من باید اینجوری عذاب بکشم ؟ تو کاری باهام کردی دیگه خبر بارداری صمیمی ترین دوستم صدای خورد شدن قلبم و میشنوم چرااااا ؟ الان باید شاد باشم چرا نیستم ؟ تو این ماه پنج تا خبر چرا یکیش من نبودم؟ به چه گناهی ؟ دیگه خسته ام امیدمو ازم گرفتی . کاش میتونستم با یکی حرف بزنم کاش از دردام خبر داشتن . .....